الهام مثل مادر موسى و يا از وراى حجاب و يا ارسال رسل مثل ساير انبياء بتوسط جبرئيل و يا مردم بواسطه انبيا تعيين فرموده است در حالى كه با نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به صورت مواجهه و بدون واسطه و حجاب سخن گفته است ؟
جواب : مراد از وحى در اينجا به معناى اشاره است و لذا مىگويند : وحى العيون و يا وحى الحاجب ، يعنى اشاره جاسوسان نگهبانان و قرآن هم مىفرمايد :
« فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا »
پس سخن گفتن خداوند با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در شب معراج با اشاره بوده است .
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ
« 1 » سؤال 892 : چگونه خداوند علم به ايمان قبل از وحى را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نفى مىكند درحالىكه ايمان تصديق بوجود و توحيد صانع است و انبيا عليه السّلام همگى قبل از وحى با ادلّه عقلى خويش ايمان به خداوند داشتهاند ؟
جواب : مراد از ايمان در اينجا شرايع و احكام ايمان مانند نماز و روزه و امثال اينهاست . برخى گفتهاند : منظور از ايمان كلمهاى است كه بواسطهء آن دعوت به ايمان صورت مىپذيرد مثل لا إله الا الله محمد رسول الله .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ايمان با اين تفسير را از ناحيه وحى الهى دريافت نمود چنان كه به كتاب يعنى قرآن از همين راه آگاه گرديد نه از راه عقل .
سورهء زخرف
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
« 2 » سؤال 893 : چرا به جاى انزلناه از كلمه جعلناه استفاده شده است درحالىكه قرآن مجعول نيست چرا كه جعل به معناى خلق است و لذا مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ، آيهء 52 : نه مىدانستى كتاب و ايمان چيست .
( 2 ) . سورهء زخرف ، آيهء 3 : ما آن را قرآنى عربى قرار داديم .