كذا » و « مثلك لا يليق به كذا » « 1 » پس معنى اين است كه : مانند او هيچچيز نيست .
دوم : كاف زائد و براى تأكيد است و معنى اين است « ليس مثله شىء » سوم : مثل زائد است پس معنى اين است : ليس كهو شىء چنان كه در وجه اوّل گذشت . و فرق بين دو وجه روشن است كه مثل در وجه اوّل كنايه از ذات و در وجه سوّم زائد و قابل حذف است كه گويا اصلا ذكر نشده است .
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 2 » سؤال 888 : چرا بجاى فى القربى كلمه القربى يا للقربى را به كار نبرده و نفرموده است الّا مودة القربى يا الا مودة للقربى ؟
جواب : قربى را محل مودت و مقرّ آن ذكر نموده تا بر مبالغه و تأكيد دلالت كند . پس گويا فرموده است : الا المودة الثابتة المستقرة فى القربى ، چنان كه گفته مىشود : فى آل فلان مودة ولى فيهم هوى و حب شديد
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ
« 3 » سؤال 889 : چگونه خلقت آسمان و زمين و جنبندگان آسمان و زمين را از آيات الهى ذكر مىكند درحالىكه جنبندگان فقط در زمين هستند نه در آسمان ؟
جواب :
فِيهِما
به معناى درست است به اعتبار اطلاق لفظ تثنيه بر خود مثل
« يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ »
درحالىكه لؤلؤ يعنى نمك فقط از يكى از آن دو
هامش
( 1 ) . حضرت حسين بن على نيز فرمود : مثلى لا يبايع مثله ؛ و كسى مانند من با كسى مانند او بيعت نمىكند .
( 2 ) . سورهء شورى ، آيهء 23 : بگو از شما هيچچيز در مقابل رسالت به عنوان اجر نخواهم مگر دوستى با خاندانم .
( 3 ) . سورهء شورى ، آيهء 29 : و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين و جاندارانى است كه در آن دو پراكندهاند .