دلالت مىكنند كه در قيامت شفاعتى نيست اگر هم باشد بدون اذن الهى فائدهاى ندارد و شفاعت نصيب افرادى كه مرضى خدا نيستند نمىشود .
و اين مطلب منافاتى با نفى وجود شفاعت در قيامت ندارد . پس اگر اين آيات از وجود شفاعت خبر مىدادند با اين آيه مغايرت داشت ولى وقتى كه از امكان وجود آن خبر مىدهند مغايرتى نيست و بر فرض كه بپذيريم كه اين مغايرت وجود دارد مراد نفى شفاعت بتها و ستارگانى است كه آنها اعتقاد به شفاعت آنان داشتند و لذا نام از كفّار برده و مىفرمايد :
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 1 » برخى گفتهاند : مراد آن است كه اگر كسى واجبات را ترك كند شفاعت نمىشود چرا كه شفاعت در آخرت به معناى زيادى فضل است نه چيز ديگر در حالى كه خطاب به مؤمنان در مورد زكات است .
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 2 » سؤال 63 : چگونه خداوند ظالمان را منحصر در كافران نموده درحالىكه غير كافران نيز ظالم هستند ؟
جواب : چون ظلم كافران شديدتر و سنگينتر است كه گويا غير از آنان كسى ظالم نيست مثل :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 3 » درحالىكه غير عالمان نيز از خداوند خوف دارند .
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 4 » سؤال 64 : چرا اخراج را به لفظ مضارع يخرجهم آورده و به لفظ ماضى
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 254 : كافران همان ظالمان و ستمگران هستند .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 254 : كافران همان ستمگرانند .
( 3 ) . سورهء فاطر ، آيهء 28 : تنها بندگان دانشمند از خداوند مىترسند .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 257 : خداوند ولّى مؤمنان است و آنها را از تاريكيها به سوى روشنايى خارج مىسازد .