مضاف حذف است . يا اينكه اسم وعد بر موعود اطلاق شده است مثل ضرب امير و نسج يمن .
مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا
« 1 » سؤال 822 : در اين آيه سؤال از بعثكنندهء مردگان از قبرهاست پس با جواب بعدى آن كه مىفرمايد :
هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ
چگونه سازگار است ؟
جواب : معناى آيه اين است كه خداى رحمان كه وعدهء حشر و نشر توسط رسل داده شما را بعث خواهد كرد . ولى براى توبيخ و سرزنش سؤالكنندگان به اين شكل آمده است .
هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ
« 2 » سؤال 823 : سايه در جايى است كه خورشيد وجود داشته باشد و لذا در شب سايه وجود ندارد و در بهشت هم خورشيد نيست چنانچه مىفرمايد :
« لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً »
پس چگونه بهشتيان را توصيف فرمود كه در سايهها هستند ؟
جواب : سايه درختان بهشت براى آن است كه نور عرش چشم اهل بهشت را نزند چرا كه نور عرش بمراتب قوىتر از نور خورشيد است .
برخى گفتهاند : اين نور از قنديلهاى عرش مىتابد .
وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 3 » سؤال 824 : چرا خداوند نطق دست را كلام و نطق پا را شهادت ناميده است ؟
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 52 : چه كسى ما را از قبرهايمان برمىانگيزد .
( 2 ) . سورهء يس ، آيهء 56 : آنان و زنانشان در سايههايى .
( 3 ) . سورهء يس ، آيهء 65 : و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان شهادت مىدهند به آنچه به دست مىآورند .