به ديگران نسبت داد درحالىكه مىدانست كه خداوند هم او و هم ديگران را خلق فرموده و سرانجام او و ديگران را محشور خواهد كرد . پس چرا نگفت :
فطرنا و اليه نرجعون يا نگفت : فطركم و اليه ترجعون ؟
جواب : خلق و ايجاد از نعمتهاى الهى و موجب شكر و سپاس ولى حشر و نشر بعد از مرگ تهديد و موجب نگرانى است پس نعمت را به خود به منظور اظهار سپاس و حشر را به آنها به منظور تهديد نسبت داد .
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ
« 1 » سؤال 818 : چگونه خداوند بر بندگان خود اظهار حسرت و تحسّر نموده است درحالىكه تحسّر براى خداوند محال است ؟
جواب : اين حسرت از سوى مردم است نه خداوند . معناى اين جمله اين است : بگوييد : اى واى و حسرت بر ما .
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ
« 2 » سؤال 819 : چرا ادراك قمر توسط شمس نفى شده ولى ادراك شمس توسط قمر منتفى نشده است ؟
جواب : چون سير قمر سريعتر از سير خورشيد است چرا كه قمر فلك خود را در ظرف يك ماه مىپيمايد ولى خورشيد فلك خود را در ظرف يك سال مىپيمايد . پس خورشيد مىبايست چنين توصيف شود كه نمىتواند قمر را ادراك كند چون سير آن كند است و قمر از آن سبقت مىگيرد چرا كه سير آن سريع است .
اين سؤال زمخشرى و پاسخ او بود . امّا اشكال اين پاسخ آن است كه سرعت قمر مناسبت دارد كه ادراك آن توسط خورشيد منتفى گردد . چون
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 30 : افسوس به بندگان .
( 2 ) . سورهء يس ، آيهء 40 : نبايد خورشيد در مسير خود به ماه برسد .