تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
نيستند ؟ جواب : برخى گفته‌اند اصل اين بوده كه « فظلوا لها خاضعين فاقتحمت الاعناق » « 1 » ولى چنين فرمود كه : تا موضع خضوع را بيان نموده و اصل كلام را حذف كند ، چنان كه مىگويد « ذهبت اهل اليمامه » ولى كلمه اهل را حذف مىكنند و شاعر نيز گفته است .
رأت مر السنين اخذن منى * كما اخذ السرار من الخلال
يا بدليل آنكه گردنها متصف به خضوع كه از صفات عقلاست گرديده جمع آن به صورت ذوى العقول آورده شده است نظير
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
« 2 » برخى گفته‌اند : اعناق عبارت از بزرگان و پيشوايان مردم هستند كه به گردنها تشبيه شده‌اند چنان كه به آنان رئوس و نواصى و وجوه نيز گفته مىشود . برخى گفته‌اند : اعناق عبارت از جماعات است و لذا گفته مىشود : « جاءني عنق من الناس » يعنى جماعتى از مردم بسوى من آمدند برخى نيز گفته‌اند : ذكر گردنها به وصف خضوع كه مختص ذوى العقول است به جهت هماهنگى يا پايان ساير آيات قبل و بعد مىباشد كه با سجع و آواى يكسانى خوانده شوند .
فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 3 » سؤال 700 : چرا در اينجا به صورت مفرد ولى در آيه ديگر به صورت تثنيه آمده است كه :
إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ
« 4 »
هامش
( 1 ) . پس براى او خضوع كردند و گردنهايشان . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 4 : و خورشيد و ماه را ديدم كه سجده‌كننده به من بودند . ( 3 ) . سورهء شعراء ، آيهء 16 : پس گفتند ما فرستادهء پروردگار جهانيانيم . ( 4 ) . سورهء طه ، آيهء 47 : همانا ما فرستادگان پروردگار توئيم .