رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
« 1 » كه پس از آن است وجود دارد ؟
جواب : ذكر مجدد آنها به جهت تخصيص و تميز آنها است چرا كه براى يك فرد عاقل نزديكترى چيزى كه مىتواند در آن دلائل وجود صانع را ببيند خويشتن خويش و فرزندان و مشاهدات و معاينات و تحولات و دگرگونىهاى انسان از ميلاد تا مرگ است . و امّا ذكر مشرق و مغرب نيز به دليل آن است كه طلوع و غروب خورشيد در تمامى فصول سال بطور منسجم و يكنواخت براى استدلال بر وجود خداوند بهترين دليل مىباشد و لذا حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام در مقام احتجاج با غرور پس از استدلال به حيات و ممات جانداران به طلوع و غروب خورشيد استدلال نمود و او مبهوت ساخت : فبهت الّذي كفر
إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ
« 2 » سؤال 705 : چرا حضرت موسى عليه السّلام در آغاز امر فرعونيان را با
إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ
« 3 » ولى سپس با
« إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ »
مورد خطاب قرار داد ؟
جواب : زيرا در آغاز مىخواست با آنها با ملايمت و ملاطفت سخن بگويد ولى وقتى كه عناد و لجاج آنها را ملاحظه فرمود كه مىگفتند :
إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ
« 4 » آنها را عارى از عقل توصيف كرد .
لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
« 5 » سؤال 706 : با اينكه « لأسجننك » مختصرتر مىباشد چرا از آن كلمه
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء ، آيهء 28 : پروردگار مشرق و مغرب .
( 2 ) . سورهء شعراء 28 : اگر تعقل كنيد .
( 3 ) . سورهء شعراء 24 : اگر اهل يقين هستند .
( 4 ) . سورهء شعراء 27 : همانا پيامبرش كه به سوى شما فرستاده شده است ديوانه است .
( 5 ) . سورهء شعراء ، آيهء 29 : تو را از زندانيان قرار مىدهم .