جواب : طبق تفسير مقاتل مراد آن است آنان به درجهاى از صلاح رسيدهاند كه در رحمت الهى يعنى نبوت داخل شدهاند و طبق تفسير ابن عباس آنان به درجهاى از صلاح رسيدهاند كه در رحمت الهى يعنى بهشت داخل گرديدهاند و مؤيد اين قول آن است كه سليمان عرض مىكند :
وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
« 1 » يعنى صالحانى كه عمل آنها مورد رضايت تست و قبلا آن عمل نيز درخواست شده بود .
وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا
« 2 » سؤال 641 : چرا در اينجا
« فَنَفَخْنا فِيها »
ولى در سوره تحريم
فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا
« 3 » فرموده است ؟
جواب : اينجا كه ضمير را مؤنث ذكر كرد نفخ روح در ذات مريم مراد است گرچه مبدأ نفخ فرج يعنى محل خروج فرزند يا گريبان وى بنا بر يك قول بوده چرا كه گريبان نيز به يك معنا فرج است زيرا شكاف بين دو چيز در لغت فرج ناميده مىشود . و اين معنى در ستايش آن حضرت مناسبتر است .
زيرا وقتى كه او گريبان خود را از آنچه كه ممنوع است حفظ كرده باشد قطعا دامن عفت خود را از آنچه كه حرام است حفظ نموده است و اما آنجا كه ضمير را مذكر آورده است وجه آن روشن است .
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ
« 4 » سؤال 642 : اين آيه دلالت مىكند كه بر آنان رجوع به قريه واجب است زيرا هرچه كه عدم وجود آن حرام باشد وجود آن واجب مىگردد . پس
هامش
( 1 ) . سورهء نمل ، آيهء 19 : و به رحمت خود مراد در بندگان شايسته است داخل كن .
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيهء 91 : و آن زن را ياد كن كه عفت خويش را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم .
( 3 ) . سورهء تحريم ، آيهء 12 : پس در آن دميديم از روح خود .
( 4 ) . سورهء انبياء ، آيهء 95 : و قريهاى را كه به هلاكت رسانديم محال است كه بازگشتى داشته باشند .