فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
« 1 » سؤال 620 : چرا در يك جا مىفرمايد : عصا به جان تبديل شد و در يكجا مىفرمايد : به حيه و در يكجا به ثعبان ، درحالىكه جان به معناى مار كوچك است چنان كه ابن عرفه گفته و ثعبان مار بزرگ چنان كه ازهرى از زجاج و قطرب نقل كرده است و بين اين دو تضاد و تنافى است ؟
جواب : منظور آن است كه هيبت و عظمت مثل ثعبان و در سبك وزنى و حكت مانند مار كوچك است .
جواب دوّم : در آغاز كه تبديل شده به صورت مارى كوچك ولى كمكم به صورت اژدهايى بزرگ درآمده است . پس منظور از جان حالت اوليه و منظور از ثعبان حالت ثانويه عصاست .
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى
« 2 » سؤال 621 : چرا آنان اوّل اسم ( هارون ) را ذكر نمودند درحالىكه او وزير موسى عليه السّلام و تابع آن حضرت بوده است ؟
جواب : آنها اوّل موسى را ذكر نمودند ولى خداوند نام هارون را مقدم داشت تا با ذكر موسى آهنگ آيات متوازن باشد و با وزن پايانى ساير آيات هماهنگ باشد . ( تسعى - يحيى - تخشى )
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
« 3 » سؤال 622 : حيات ضد موت است و دو ضد قابل رفع نمىباشند . پس چطور مىفرمايد : در جهنم جهنميان نه مردهاند و نه زنده ؟
جواب : منظور آن است كه نه مىميرند تا آسوده شوند و نه زندگى
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 20 : پس عصا به صورت مارى در حركت درآمد .
( 2 ) . طه ، آيهء 70 : ساحران گفتند : ما ايمان به خداى هارون و موسى آوردهايم .
( 3 ) . طه ، آيهء 74 : نه مىميرند در آن و نه زندهاند .