سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ
« 1 » سؤال 584 : چرا در فعل اوّل حرف س را كه براى استقبال است ذكر فرمود ولى در بقيه موارد به گفتن يقولون اكتفا فرمود ؟
جواب : دو فعل ديگر به مقتضاى عطف در حكم اوّلى هستند يعنى گويا همه جا سيقولون فرموده است . ولى فقط س استقبال را بر سر فعل آورده و به منظور ايجاز و اختصار در بقيه آن را حذف كرده است . چنان كه گفته مىشود : زيد قد يخرج و يركب كه منظور قد يركب است ولى قد حذف شده است .
وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ
« 2 » سؤال 585 : چرا در مورد آخر واو را بر اوّل ثامنهم داخل كرد ولى در مورد قبل يعنى رابعهم و سادسهم آنها را بدون واو ذكر فرمود ؟
جواب : برخى از مفسّران اين واو را واو ثمانيه دانستهاند و آن اين است كه در شمارش اعداد بر اوّل عدد هشت وارد مىگردد . نظير همين در آخر سورهء توبه گذشت .
ولى ديگران گفتهاند : واو در جمله ديگر اراده شده ولى به جهت اختصار حذف شدهاند ولى در جملهء سوّم آمده تا دلالت بر ارادهء آن دو نيز بنمايد . امّا ايراد اين قول آن است كه مىبايست در جملهء اوّل بيايد و در جمله دوم و سوم حذف شود تا ذكر آن آن در جمله اوّلى دلالت بر حذف آن در دو جمله ديگرى بنمايد ، چنان كه در سين استقبال گذشت .
زمخشرى و ديگران گفتهاند : اين واو بر جملهاى كه به عنوان صفت نكره
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 22 : به زودى مىگويند كه سه نفر بودند و چهارمى آنها سگشان بود و مىگويند پنج نفر بودند و ششمى آنها سگشان بود .
( 2 ) . و مىگويند كه هفت نفر بودند و هشتمى آنها سگشان بود .