تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
به خداوند نمىرسانيد پس اعلام بىنيازى خداوند است نه اجازه كافر شدن به انسانها .
يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ
« 1 » سؤال 589 : پوشيدن دستبند طلا براى مردان در دنيا عيب است و لذا حتى مردانى كه طلا و حرير مىپوشند از دستبند استفاده نمىكنند . پس چگونه خداوند به مؤمنين در بهشت چنين وعده‌اى داده است ؟ جواب : عادت و رسم پادشاهان ايران و روم اين بود كه دست‌بندها و تاجهايى از طلا داشتند و لذا به مؤمنين كه پادشاهان جهان آخرت هستند . چنين وعده‌اى داده شده است .
جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ . . .
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ
« 2 » سؤال 590 : چگونه ابتدا براى آن فرد دو باغ ذكر مىكند ولى بعد از آن مىفرمايد كه آن فرد وارد باغش شد ؟ ( چرا بعد از ذكر تثنيه به ذكر مفرد روى آورد ؟ ) جواب : مفرد ذكر نمود تا دلالت بر انحصار بنمايد . يعنى : او وارد باغى شد كه فقط همان باغ دنيايى مال اوست و ديگر باغى ندارد و از باغى كه خداوند وعدهء پارسايان نموده است بىبهره است . پس مقصود باغ معينى نيست بلكه مراد جنس باغ است .
لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً
« 3 » سؤال 591 : چگونه اين فرد مؤمن بطور كنايه شرك را در گفتگوى با برادر خود نفى مىكند درحالىكه برادرش مشرك نبود بلكه طبق گفته خودش كه
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 31 : مىپوشند در بهشت دست‌بندهايى از طلا . ( 2 ) . سورهء كهف ، آيهء 32 - 35 : قرار داديم براى يكى از آنها دو باغ . . . و او وارد باغ خود شد . ( 3 ) . سورهء كهف ، آيهء 38 : ولى خداوند پروردگار من است و من به خدايم مشرك نمىشوم .