بِالنَّفْسِ
« 1 » و نفس همچنين اسم براى عين و ذات يك چيز است چنان كه گفته مىشود نفس الذّهب و الفضّة محبوبة « 2 » يعنى عين و ذات اين دو محبوبند . پس مراد از نفس اوّلى تمامى وجود انسان و نفس دوّمى ذات اوست پس گويا فرموده است : « يوم تأتى كلّ انسان يجادل عن نفسه » يعنى ذات او به چيزى جز خودش نمىانديشد و همه مىگويند : خودم ، خودم ، پس اين دو نفس در معنا با يكديگر متفاوتند :
فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ
« 3 » سؤال 548 : چشانيدن با لباس تناسبى ندارد ، بلكه لباس ، پوشيدن و پوشانيدن تناسب دارد پس چرا اذاقه را با لباس همراه آورد ؟
جواب : اذاقه با آنچه كه براى آن استعاره آمده تناسب دارد كه عبارت از گرسنگى است چرا كه گرسنگى مقتضى خوردن است و خوردن مقتضى چشيدن ، هر چند كه با خود مستعار يعنى لباس تناسب ندارد . و اما پوشيدن با مستعار كه لباس است تناسب دارد ولى با مستعار له يعنى گرسنگى متناسب نيست و همه اين موارد از دقائق علم بيان است كه اولى را « تحرير الاستعاره » و دومى را « ترشيح الاستعاره » مىگويند و بحث كامل را در كتاب « روضة الفصاحة » ذكر كردهايم . و لباس گرسنگى و ترس استعاره از آنچه كه بر مردم يك سرزمين از اثر گرسنگى و ترس يعنى زردى رنگ و نحول آشكار مىشود پس مثل آن آيه است
وَ لِباسُ التَّقْوى
« 4 » كه استعاره كرده لباس را از آنچه كه بر متقى بر اثر تقوى ظاهر مىشود . برخى گفتهاند : در اين آيه
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 45 : و بر آنان نوشتيم كه نفس در برابر نفس . . .
( 2 ) . ذات طلا و نقره دوستداشتنىاند .
( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 112 : پس خداوند به آنان گرسنگى و وحشت را چشاند .
( 4 ) . سورهء اعراف ، آيهء 26 : و پوشش تقوى .