جمادات را برداشت مىكردند .
جواب دوّم : ابن الانبارى مىگويد : اين جايز است چون همراه عالم ذكر گرديد و به حكم غلبه حكم آن بر اين نيز بار گرديد نظير غلبه بر دوابّ در اين آيه
فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ
« 1 » و همچنين قول عرب « اشتبه على الراكب » و جمله « فما ادرى من ذا و من ذا » « 2 » سؤال 522 : اين يك نوع الزام و احتجاج بر بتپرستانى است كه بتها را خدايان ناميده و آنها را تشبيه به خداوند نمودهاند و غير خالق را در حكم خالق قرار دادهاند . پس ظاهر الزام مقتضى اين بود كه بفرمايد : ( أ فمن لا يخلق كمن يخلق ) « 3 » پس چرا فرمود : أ فمن يخلق كمن لا يخلق ؟
جواب سوّم : چون بين خدا و بتها تفاوتى در نامگذارى قائل نشده و چون به جاى پرستش خداوند به پرستش آنان پرداختند هر كدام كه در آيه مقدم شده باشد كافى در انكار سخن آنان است ، اما اينكه ذكر خالق مقدم شده يا بدليل اشرف بودن آن است و يا به دليل آن است كه مقصود اصلى از اين كلام تنزيه و اجلال و تعظيم نمودن پروردگار مىباشد .
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ
« 4 » سؤال 523 : واضح است كه ميّت زنده نيست . پس چه فائدهاى در ذكر « غير احياء » پس از گفتن « اموات » در وصف بتان است ؟
جواب : فائده آن است كه بتها مردگانى هستند كه پس از مرگ حياتى
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 45 : پس از آنها كسى است كه بر شكمش راه مىرود .
( 2 ) . چه مىدانى كه اين چيست ؟ و آن چيست ؟
( 3 ) . آيا آنكه خلق نمىكند مانند كسى است كه خلق مىكند ؟
( 4 ) . سورهء نحل ، آيهء 21 : كسانى را كه غير از خداوند مىپرستيد ( بتان ) نمىتوانند چيزى را خلق كنند و خود خلق شدهاند . مردگانند نه زندگان