بعنوان نمونه و تذكره بوجود مىآيد پس گفتن من كه براى تبعيض است به همين منظور ذكر شده است . پس مراد از ( الثمرات ) ميوههاى اعم از ميوههاى دنيوى است و البته كسى كه من را در جملات مثبت زائد مىگردد ممكن است كه در اينجا قائل به زايد بودن آن گردد .
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ
« 1 » سؤال 521 : مراد از « من لا يخلق » در اين آيه شريفه بتان هستند چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
« 2 » پس چرا كلمهء من را كه مختص به ذوى العقول است براى آنها ذكر فرمود ؟
جواب : خداوند با آنها طبق عقايد آنان سخن مىگويد چرا كه آنان بتان را خدايان خود ناميده و آنها را پرستش مىكردند و لذا خداوند آنها را بعنوان صاحبان علم و عقل ذكر كرد و نظير آن اين آيه است
أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها
« 3 » كه ضمير عالمان و عاقلان را در مورد آنها به كار برده است .
اشكالى بر اين جواب وارد شده و آن اينكه : اگر اعتقاد آنها بر خطا و باطل است . حكمت اقتضا مىكند كه وادار شوند تا دست از آن بردارند نه آنكه بر همين عقيده باطل بمانند و در مقام خطاب مورد تأييد قرار گيرند و گمان كنند كه اعتقادات آنها صحيح و صواب است . جواب اين است كه غرض از خطاب تفهيم است و اگر با آنها بر خلاف اعتقاد آنها سخن مىگفت و مىفرمود ( أ فمن يخلق كما لا يخلق ) « 4 » آنها از « ما لا يخلق » چيزى غير از بتها يعنى
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيهء 17 : آيا آنكه مىآفريند همانند كسى است كه نمىآفريند ؟
( 2 ) . سوره نحل ، آيهء 20 : و آنهائى كه به جاى الله خدايى مىخوانند نمىتوانند چيزى بيافرينند و خود مخلوقند .
( 3 ) . سوره اعراف ، آيهء 195 : آيا برايشان پاهائى است كه با آن راه بروند .
( 4 ) . آيا آن كسى كه خلق مىكند مثل چيزى است كه خلق نمىكند ؟