اينها اختلاف مقام و مرتبه دارند نه اينكه مقصود آن باشد كه بخشى از گناهان كفار با حال بقاء بر كفر بخشيده مىشود ، مؤيد اين قول آنست كه در سورهء نوح عليه السّلام و احقاف وعدهء مغفرت برخى از گناهان كافران را مشروط به ايمان مطلق نمود . برخى گفتهاند : مراد از اين بعض حق اللّه است يعنى خداوند گناهان مربوط به خود را ( حق الله ) را مىآمرزد نه گناهان مربوط به بندگان را ( حق الناس ) و برخى گفتهاند : من در اينجا زائده است و معنى ندارد .
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
« 1 » سؤال 489 : چرا اين دستور به توكل را در آيهء ديگر تكرار كرد و فرمود :
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
« 2 » و چرا در آيه قبل فرمود :
« الْمُؤْمِنُونَ »
در آيه بعد فرمود :
« الْمُتَوَكِّلُونَ »
؟
جواب : امر اول بر ايجاد روحيه توكل و امر دوم براى تثبيت آن است و لذا امر اول را با لفظ مؤمنون و سپس با لفظ متوكلون صادر فرمود .
أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
« 3 » سؤال 490 : با توجه به اينكه عود به معناى برگشت به چيزى است كه انسان در آن بوده است ، چگونه كفار به پيامبران چنين مىگفتند درحالىكه آنها هرگز كافر نبودند تا بار ديگر به درخواست كافران به كفر برگردند ؟
جواب : عود در كلام عرب به معناى صيرورت و گشتن و شدن فراوان استعمال مىشود مثلا مىگويند : « عاد فلان يكلنى » « 4 » و « عاد لفلان مال » « 5 » و در
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 11 : و مؤمنان بر خدا توكّل كنند .
( 2 ) . سوره ابراهيم ، آيهء 12 : و متوكلان بر خدا توكل كنند .
( 3 ) . سوره ابراهيم ، آيهء 13 : يا به كيش ما برگرديد .
( 4 ) . فلانى با من سخن گفت .
( 5 ) . براى فلانى مالى پيدا شد .