خواهد آمد .
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
« 1 » سؤال 470 : چگونه خداوند امر را به نهى يا چيزى كه نهى جزء آنست تفسير فرمود : درحالىكه امر و نهى ضد يكديگرند ؟
جواب : در اين آيه تقدير وجود دارد و آن اين است : امر امرا اقتضى ان لا تعبدوا الّا ايّاه « 2 » و آن امر همان است كه فرمود :
فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ
« 3 » پس به دليل تقديم مفعول ( ايّاى ) عبادت را منحصر براى خود دانست چنان كه در سورهء فاتحه آيه
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 4 » همين معنى را مطرح نمود .
جواب دوّم : « لا تعبدوا » گرچه ضد با امر از حيث لفظ است ولى از حيث معنا با آن موافق است .
قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ
« 5 » سؤال 471 : انبياء از همه مردم بيشتر نسبت به دنيا زهد و به آخرت شوق داشتهاند . پس چطور حضرت يوسف عليه السّلام طلب تصدى خزانهها را مىكند كه از بالاترين مناصب دنيوى است ؟
جواب : حضرت اين مقام و منصب را طلب نمود تا بتواند احكام الهى را اجراء و حق را اقامه كرده و عدل را گسترش دهد كه انبياء عليهم السلام براى اين گونه امور مبعوث شدهاند و آن حضرت مىدانست كه ديگرى نمىتواند چنين كارى را انجام دهد . پس براى رضاى حق و به منظور كوشش
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيهء 40 : خداوند امر كرد كه جز او را نپرستيد .
( 2 ) . دستور به چيزى داد كه مقتضى آن است كه جز او را عبادت نكنيد .
( 3 ) . عنكبوت ، آيهء 56 : و تنها مرا بپرستيد .
( 4 ) . سوره حمد ، آيهء 5 : تنها تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوئيم .
( 5 ) . سوره يوسف ، آيهء 55 : يوسف گفت : ( اى پادشاه ) مرا بر خزائن اين سرزمين بگمار .