سؤال 464 : با اينكه قبلا در را به صورت جمع فرمود : و غلّقت الأبواب « 1 » چرا در اينجا به صورت مفرد فرمود
« وَ اسْتَبَقَا الْبابَ »
جواب : چون بستن در براى احتياط است و اين احتياط جز با بستن تمامى درها صورت نمىپذيرد خواه آن درها در ديوار نصب شده باشند و يا در جاى ديگر ولى فرار فقط بسوى يك در صورت مىگيرد كه در ديوار نصب شده است . چون فرار از چند در قابل تصور نيست هر چند كه برخى از آن درها تو در تو باشند زيرا فراركننده بسوى نزديكترين در فرار مىكند و خروج از درها ديگر متوقف بر خروج از آن در است و لذا در اينجا باب را به صورت مفرد ذكر فرمود .
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها
« 2 » سؤال 465 : چرا گفتار آن فرد را كه گفت :
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ
« 3 » شهادت ناميد درحالىكه او شهادت به چيزى نداد ؟
جواب : چون نتيجه قول او اثبات بىگناهى يوسف عليه السّلام و بطلان ادعاى آن زن بود گفتار او را شهادت ناميد پس « شهد » در اينجا به معناى « اعلم » و « بيّن » و « حكم » است .
وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ
« 4 » سؤال 466 : پاره شدن پيراهن از پشت دلالت بر كذب ادعاى زن مىكند چرا كه معلوم مىشود كه يوسف عليه السّلام فرار كرده و از پشت سر آن را گرفته و پاره شده است . ولى پاره شدن پيراهن از جلو چگونه دلالت بر صحّت ادعاى زن
هامش
( 1 ) . و درها را بست .
( 2 ) . سوره يوسف ، آيهء 26 : و شاهدى از اهل او شهادت داد .
( 3 ) . سوره يوسف ، آيهء 26 : اگر پيراهن او . . . .
( 4 ) . سوره يوسف ، آيهء 27 : پيراهن او از پشت پاره شده . . .