تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
جواب : اگر يرتع و يلعب خوانده شود ، مراد يوسف عليه السّلام است و يوسف عليه السّلام در آن هنگام به سنّ بلوغ نرسيده بود و لعب بر او حرام نبود و امّا اگر نرتع و نلعب خوانده شود ، مراد فرزندان يعقوب است و بازى آنها مسابقه و تيراندازى و كشتىگيرى بوده تا شجاعت نفس به منظور كشتن دشمنان خود پيدا كنند و مقصود آنها لهو نبوده است و مسابقه شرعا جايز است و مؤيّد اين قول گفتار آنان است كه گفتند
« إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ
« 1 » و امّا مسابقه را بازى ناميدند به آن جهت بود كه به صورت ظاهر بازى بوده است . ( و امّا بر اصل سؤال ايراد وارد است كه : آنها چگونه از بازى و لهو پرهيز مىكردند ولى بالاتر از آن يعنى انداختن برادر خود در چاه و قصد قتل او را مرتكب شدند ؟ )
إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ
« 2 » سؤال 461 : حضرت يعقوب عليه السّلام در مقابل فرزندان خود كه درخواست اجازه همراهى يوسف به آنها را نموده بود دو عذر آورد 1 - اينكه نمىتواند يك ساعت فراق فرزند خود را تحمل كند 2 - مىترسد كه گرگ فرزند او را بخورد . ولى آنها فقط يك پاسخ او را بيشتر نداند و آن اينكه ما گروه نيرومندى هستيم و حافظ يوسف خواهيم بود ؟ چرا جواب عذر اول او را نداند ؟ جواب : چون محبت يعقوب عليه السّلام نسبت به يوسف عليه السّلام موجب آزار روحى آنان مىگرديد و به خشم در آمده بودند به آن عذر توجهى ننموده و به آن پاسخى نداند .
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 17 : ما رفتيم و مسابقه مىداديم . ( 2 ) . سورهء يوسف ، آيهء 13 : همانا من محزون و دلتنگ مىشوم كه او را ببريد و مىترسم كه گرگ او را بخورد .