چگونه قريهها را به عنوان ظالم معرفى فرمود ؟
جواب : اين اسناد مجازى است و منظور از قريهها ، اهالى قريهها هستند چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها
« 1 » پس چون براى كسى اشتباهى پيش نمىآيد كه منظور اهل قريههايند ظلم را به خود قريهها استناد داد چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
« 2 » كه مراد اهالى قريه هستند نه خود قريه .
يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ
« 3 » سؤال 450 : اين آيه شريفه چگونه با آيه ديگر كه مىفرمايد
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها
« 4 » و آيه ديگر كه مىفرمايد
هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ
« 5 » قابل جمع است . چرا كه آيه سوّم با آيه اوّل در نفى اذن منافات دارد و با آيه اوّل و دوّم در نفى نطق متناقض است . يعنى آيه سوّم نفى اذن و آيه اوّل اثبات اذن مىكند و نيز آيه سوّم نفى نطق و آيه اوّل و دوّم اثبات نطق مىنمايند ؟
جواب : جمع بين اين دو آيه اول روشن است . زيرا معناى آيه اوّل آنست كه مجادله با اذن الهى صورت مىگيرد و با آيه دوّم موافق مىشود .
و امّا آيه سوم نيز با آيه اول در صورتى كه استثناء از نفى معناى سلبى داشته باشد متناقض نيست چرا كه در اين صورت آيه اول دلالت بر وجود اذن
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 75 : پروردگارا ، ما را خارج كن از اين شهر كه اهلش ظالمند .
( 2 ) . سوره يوسف ، آيهء 82 : بپرس از شهرى كه . . .
( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 105 : روزى كه بيايد و هيچكس در آن روز سخن نگويد جز با اذن او .
( 4 ) . سورهء نحل ، آيهء 111 : روزى كه هركس مىآيد و به نفع خويش مجادله مىكند .
( 5 ) . سورهء مرسلات ، آيات 35 و 36 : اين روزى است كه سخن نگويند و به آنها اجازه داده نشود كه عذر آورند .