دارد ؟
جواب : خطاب به آنها صورى و ظاهرى است و در حقيقت متوجه فرشتگان متصدى تدبير آنهاست .
جواب دوّم : اين امر ايجادى است نه امر ايجابى كه متوجه ذوى العقول مىشود و در امر ايجادى عقل و فهم شرط نيست چرا كه همه چيز در مقابل امر ايجادى الهى مطيع و منقاد هستند چنان كه مىفرمايد :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » و باز مىفرمايد :
فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
« 2 » كه تمامى اينها امر ايجادى هستند .
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ
« 3 » سؤال 437 : چرا در اينجا قول حضرت نوح عليه السّلام با فاء ذكر شده و در مورد حضرت زكريا عليه السّلام كه مىفرمايد :
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا قالَ رَبِّ
« 4 » بدون فاء آمده است :
جواب : منظور از نداء در اينجا ارادهء نداء است پس با فاء كه دال بر سببيّت است ذكر شده چرا كه ارادهء نداء سبب نداست پس گويا فرموده :
( و أراد نوح نداء ربّه فقال . . . ) « 5 » ولى در قصّه زكريا عليه السّلام حقيقت نداء اراده شده و لذا بدون فاء ذكر شده چرا كه چيزى كه مقتضى سببيّت باشد وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 82 : همانا امر او هنگامى كه اراده كنيم آن را آن است كه بگوئيم به آن باشد پس مىباشد .
( 2 ) . سورهء فصلت ، آيهء 11 : پس به آسمان و زمين گفت خواه يا ناخواه بيائيد .
( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 45 : و ندا داد نوح پروردگارش را پس گفت : پروردگارا
( 4 ) . سورهء مريم ، آيهء 3 : هنگامى كه پروردگارش را ندا كرد ندائى پنهان گفت پروردگارا
( 5 ) . نوح اراده كرد كه خدايش را ندا كند پس ندا كرد و گفت چنين و چنان . . .