تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
فمن يك اسى بالمدينة رحله * فانّى و قيّار بها لغريب
« 1 » و نگفته است لغريبان . ( يعنى با ضمير تثنيه نياورده است با اينكه من و قيّار دو نفر محسوب مىشوند ) خداى تعالى نيز مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ »
« 2 » و باز مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ »
« 3 » و باز مىفرمايد :
« وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها »
« 4 » و باز مىفرمايد :
« وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً »
« 5 » همه از همين قبيل هستند . چرا كه در مورد اخير مفرد آوردن ضمير به خاطر لفظ « او » است كه در جمله آمده است و آن براى اثبات احد المذكورين است . مگر اينكه اثبات شود كه « او » به معناى « واو » در دو آيه مذكور است . كه در اين صورت در اين دو آيه لطيفه‌اى وجود دارد و آن اينكه چون مقتضاى كلام اعادهء ضمير به يكى از آن دو است در آيه اول به تجارت برمىگردد هر چند كه دور تر است چون اولا مؤنث است و ثانيا تجارت دلربائى و جاذبه بيشترى براى بندگان خدا از لهو دارد ، زيرا مردم اشتغال بيشترى به تجارت دارند و يا نفع بيشترى از آن مىبرند و يا چون اصل تجارت و لهو فرع بر آن است زيرا لهو طبق تفسير زدن بر طبل به عنوان استقبال از كاروان تجارتى است و اما در آيهء دوم فقط به اثم برمىگردد ، چون اولا نزديكتر و ثانيا مذكر است .
هامش
( 1 ) . پس چه كسى ديروز از شهر كوچ كرد ، من و قيّار در آن شهر غريب و آواره‌ايم . ( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 62 : و خدا و رسولش مستحق‌ترند تا آنان را راضى كنند . ( 3 ) . سورهء انفال ، آيهء 20 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خدا و رسولش اطاعت نماييد و از او روى نگردانيد . ( 4 ) . سورهء جمعه ، آيهء 11 : و چون تجارت يا لهوى ببينند بسوى آن بشتابند . ( 5 ) . سورهء نساء ، آيهء 112 : و كسى كه بدى يا گناهى انجام دهد سپس بىگناهى را نسبت دهد به آن .