جواب : ضمير به فضّه برمىگردد چون اقرب مذكورين « 1 » است يا به علت آنكه در دست مردم نقره بيشتر از طلا وجود دارد تا نقره پس اندوختن آن بيشتر صورت مىگيرد . نظير :
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ »
« 2 » كه ضميرها در فانّها به الصلاة برمىگردد .
جواب دوّم : ضمير به معنى برگشته نه به لفظ . چون مكنوز در حقيقت درهمها و دينارها و اموالند . نظير آنكه مىفرمايد :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا »
« 3 » چون هر طايفهاى مشتمل بر عدهء فراوانى مىگردد و نظير
« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ »
« 4 » يعنى مؤمنان و كافران .
جواب سوّم : عرب وقتى كه دو چيز را ذكر مىكند كه در معنا مشترك هستند اكتفا به ارجاع يك ضمير به آن مىكند ، چرا كه مستمع خود مىفهمد كه اين دو در معنى شريك هستند و از ضمير دوم مستغنى هستند چنان كه حسان بن ثابت مىگويد :
انّ شرخ الشّباب و الشّعر الاسود * و ما لم يعاص كان حنونا
« 5 » و نگفته است ما لم يعاصيا . ( يعنى ضمير را تثنيه ذكر نكرده است با اينكه شرخ و شعر دو كلمه هستند ) ديگرى نيز گفته است :
هامش
( 1 ) . يعنى چون كلمه فضه به كلمه ينفقونها نزديكتر است ، پس ضمير در آن به فضه برمىگردد نه به ذهب كه فاصلهء آن با ينفقونها بيشتر است و اين از قواعد عربى است كه بايستى ضمير به كلمهاى كه نزديكتر است برگردد .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 45 : پس يارى جوئيد از صبر و نماز پس آن دشوار است مگر براى خاشعان .
( 3 ) . سورهء حجرات ، آيهء 9 : و اگر دو گروه از مؤمنين به قتال برخاستند .
( 4 ) . سورهء حج ، آيهء 19 : اين دو گروه كه به خصومت برخاستهاند با يكديگر دشمنند .
( 5 ) . شرخ جوانى و موى سياه تا وقتى كه نشده است مهربانى محسوب مىشود .