الْكافِرِينَ »
« 1 » چه فايدهاى داشت كه مطلب را تكرار نموده :
« لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ »
بگويد ؟
جواب : « يحق الحق » كه قبلا ذكر شده براى بيان ارادهء مسلمانان در رابطه با انتخاب كاروان تجارى و داراى غنيمت و ارادهء خداوند در رابطه با انتخاب كاروانى است كه شكست آنان متضمّن پيروزى دين بوده است . پس با گفتن « ليحق الحق » خداست كه بين اين دو اراده تمايز باشد . « 2 » و اما اينكه دوباره آن
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 7 : و خداوند مىخواهد كه حق محقق شود و كافران را از بيخ و بن بركند .
( 2 ) . محدثان و مفسران گفتهاند : ابو سفيان در رأس يك كاروان تجارى از شام به سوى مدينه بازمىگشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ياران خود دستور داد كه با مصادره كردن اين كاروان ضربهء سختى بر قدرت اقتصادى و در نتيجه قدرت نظامى او وارد سازند . ابو سفيان بوسيلهء جاسوسان خود از قصد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يارانش مطلع گرديد و قاصدى را به سمت مكّه فرستاد تا جريان را به گوش اهل مكّه برساند . قاصد نيز با يك حالت خاص و ويژه و احساس برانگيز خبر را به گوش آنان رسانيد و چون مردم مكه سهمى از اين كاروان داشتند سراسيمه بسيج شدند و حدود 950 مرد جنگى فراهم آمدند . ابو سفيان نيز مسير را تغيير داده و به مكه رسيد و از تعرض مسلمين در امان ماند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گروهى را كه 313 نفر بودند بسيج كرد تا به تعقيب كاروان تجارى مكّه به سرپرستى ابو سفيان بشتابند . ولى در سرزمين بدر با لشكر مكه به فرماندهى ابو جهل برخورد كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با ياران مشورت كرد كه آيا به تعقيب كاروان بپردازيم يا با مشركان بجنگيم جمعى جنگ و جمعى تعقيب كاروان را پيشنهاد دادند . گروه دوّم از جنگ اكراه داشتند و مىگفتند : ما به قصد تعقيب كاروان از مدينه بيرون آمديم و نه جنگ و لذا آمادگى جنگيدن نداريم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نظر گروه اوّل را ترجيح داد . جمعى از مسلمانان به وحشت افتادند و خداوند پيامى را براى دلگرمى آنان فرستاد كه شما بر يك از دو كاروان تجارى يا نظامى پيروز خواهيد شد . در اين آيه مىفرمايد : خداوند وعده پيروزى شما را بر يك كاروان داد و شما براى پرهيز از مشكلات جنگ دوست داشتيد كه بر كاروان تجارى غلبه كنيد . خداوند مىخواهد كه حق را با كلمات خود تثبيت كند و دين را تقويت فرمايد و ريشه كافران را قطع كند تا حق تثبيت و باطل ابطال گردد . پس« يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ »اشاره به تفاوت ارادهء خدا با ارادهء مسلمانانى بود كه به دنبال كاروان تجارى بودند و( لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ )اشاره به دليل ارادهء الهى در رابطه با ريشه كن شدن كفّار است . يعنى به اين دليل مىخواهيم ريشه كافرانى كنده شود كه حق احقاق و باطل ابطال گردد .