سؤال 297 : چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىيابد كه به مردم بگويد كه من در وحى الهى چيزى را بعنوان حرام جز آنچه را كه ذكر مىكنم نمىيابم .
درحالىكه در قرآن كريم خوردن ربا و مال يتيم و مال ديگران به ناحق و امثال اينها حرام معرفى شدهاند و در ميان آنچه كه در اين آيه ذكر شده وجود ندارند ؟
جواب : معنا آن است كه آنچه را كه اعراب در جاهليت حرام مىدانسته و مىپنداشتهاند در قرآن حرام معرفى نشده است . برخى گفتهاند : آنچه را كه اعراب جاهلى آن را حلال مىشمردهاند در قرآن تحريم نشده است . ( پس منظور از محرّمات در اين آيه آن چيزهايى است كه عرب جاهلى آنها را حلال مىشمرده است و يا منظور از نبودن محرّمات در قرآن تأييد آن چيزهايى است كه عرب جاهلى آنها را حرام نمىدانستهاند . پس آيه در صدد بيان تمامى محرّمات در دين اسلام نيست )
فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ
« 1 » سؤال 298 : در برابر تكذيب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بايد سخن از عقوبت باشد نه رحمت ، پس آيا بهتر و مناسبتر نبود كه بفرمايد : « ذو عقوبة شديدة » يا « ذو عقوبة عظيمة » و امثال اينها ؟
جواب : منظور آنست كه آنان به رحمت گستردهء الهى مغرور و بر معصيت متجرى نشوند و اين بالاترين تهديد الهى است ، زيرا معناى اين آيه آنست كه : به سعهء رحمت الهى مغرور نشويد چرا كه با وجود آن عذاب از شما رفع نمىشود . برخى گفتهاند : معنى اين آيه اين است كه : بگو خداوندى داراى رحمت واسعه براى مطيعان است و عذاب او از گنهكاران رفع
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 147 : پس اگر تو را تكذيب نمودند بگو پروردگار شما داراى رحمت واسعه است .