سؤال 256 : چگونه حواريون كه از اصحاب خاص حضرت عيسى عليه السّلام بودند و به آن حضرت عرض كردند : و اشهد بأنّا مسلمون « 1 » ولى در قدرت خداوند در انجام برخى از ممكنات شك كردند كه كفر محسوب مىشود ؟
و از طرفى چگونه خداوند را به استطاعت وصف كردند كه اين قول به تشبيه است زيرا استطاعت مربوط به جوارح است .
جواب : اين استفهام از فعل است نه قدرت ، چنان كه فقيرى به ثروتمندى توانا مىگويد : آيا مىتوانى به من چيزى بدهى ؟ اين را استطاعت مطاوعى مىگويند و نه استطاعت قدرتى . يا به اين معنى است كه : آيا براى تو آسان است كه از خدايت بخواهى ؟ مثل اينكه تو به ديگرى مىگوئى . آيا مىتوانى همراه من برخيزى ؟ درحالىكه تو مىدانى او مىتواند برخيزد .
اگر كسى بگويد : پس چرا حضرت عيسى عليه السّلام در پاسخ آنها فرمود :
اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 2 » جواب اين است : كه حضرت خواست نحوهء حرف زدن آنها را ردّ كند چرا كه لفظ آنها احتمال معنايى را مىدهد كه شايستهء مؤمن مخلص نيست گرچه آنها چنين قصدى را نداشتند .
وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
« 3 » سؤال 257 : چگونه حضرت عيسى عليه السّلام اين عبارت را به كار برد درحالىكه هر صاحب نفسى داراى جسم است ( زيرا نفس عبارت از جوهر قائم به ذات و متعلق به جسم از لحاظ تدبير است ) در حالى كه خداوند تعالى منزّه از جسم است ؟
جواب : لفظ نفس بر دو معنى اطلاق مىشود : 1 - همان گونه در سؤال
هامش
( 1 ) . بگوييد : ما ايمان آورديم و شهادت بده كه ما تسليم خداونديم .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 112 : پس از خدا پرهيز كنيد اگر اهل ايمانيد .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 116 : و نمىدانم آنچه در نفس توست .