تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
پس معنى آن است كه به همه ابلاغ كن و اگر يك حرف را كتمان كنى در گناه و مخالفت مثل كسى هستى كه هيچ‌چيز را ابلاغ نكردى . پس كتمان برخى از رسالت مانند كتمان تمام آن است . برخى گفته‌اند : امر به تعجيل در تبليغ است . گويا وى مىخواست كه تمام وحى را تبليغ كند ولى چون مىترسيد به جان وى سوء قصد بشود مقدارى از آن را به تأخير انداخته بود و تصميم داشت كه مقدار باقى مانده را در وقت ديگرى ابلاغ كند ولى خداوند او را به تعجيل فرمان داد و جملهء
« وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
« 1 » مؤيد اين مطلب است . « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 68 : و خداوند تو را از مردم نگاهدارى مىكند . ( 2 ) . گويا مؤلف بنا بر شيوهء خود شأن نزول اين آيه را كه صدها عالم بزرگ سنّى و شيعه مطرح كرده‌اند نديده يا نخواسته است كه ببيند و اگر اندك تأملى در شأن نزول و مضمون آيه مباركه مىنمود ، پاسخ اين سؤال براى او آسان بود . چرا كه به اعتراف همگان اين آيه در رابطه با غدير خم و ابلاغ جانشينى و وصايت حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده و شواهد قطعى از خود آيه نيز بر اين مطلب وجود دارد . اول : اين آيه در آخر عمر حضرت نازل شده و دربارهء هيچيك از اصول و فروع دين نبوده است . دوم : پيامبر از طرح آن هراسان بوده كه خداوند وعدهء حفاظت و مصونيت آن حضرت را داد . سوم : چه مسأله‌اى است كه اگر مطرح نشود تمامى ابلاغ دين محو و نابود و بىفايده خواهد بود ؟ چهارم : چه چيزى است كه اگر آن را نپذيرند از هدايت برخوردار نخواهند بود ؟ با اين شواهد درونى و روايات معتبر و غير قابل ترديد كه از خود اهل سنّت نيز نقل شده است جاى ترديدى نمىماند كه اين آيه دربارهء حضرت امير عليه السّلام و وصايت وى نازل شده است . تنها به ذكر اسامى برخى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت كه حديث غدير را در كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند اكتفا مىكنيم . 1 - حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب ما نزل من القرآن فى على 2 - حافظ ابو سعيد سجستانى در كتاب الولاية 3 - ابو الحسن واحدى در كتاب اسباب النزول 4 - ابن عساكر شافعى به نقل از كتاب ( الدر المنثور ) 5 - فخر رازى در تفسير كبير مفاتيح الغيب 6 - ابو اسحاق حموينى در كتاب فرائد السمطين 7 - ابن صباغ