اين زبان آمده بعضى از محققين را عقيده آن است كه زبان آوستا هم بر دو قسم است يكى قديمتر كه گاثها ( سرودها ) در آن نوشته شده و ديگرى جديدتر كه ساير قسمتهاى اوستا در آن انشاء گرديده اين زبان به كلى مرده و متروك است در زمان ساسانيان نيز اين زبان را نمىفهميدند اين بود كه ترجمه و تفسيرى بر آوستا به زبان پهلوى نوشتند و موسوم بزند گرديد بنابراين زند چنان كه بعضى سابقا تصور ميكردند زبان مستقلى نيست بلكه ترجمه آوستا به زبان پهلوى است چون زند يا تفسير مذكور به زبان پهلوى با هوزوارش نوشته شده بود در قرون بعد اين تفسير هم غير مفهوم گرديد اين بود كه ترجمهء بر اين ترجمه به پهلوى قرون بعد بدون هوزوارش يا بپارسى جديد نوشتند و آن را پازند گفتند از اينجا معلوم است كه پازند هم زبان مستقلى نيست دارمستتر عقيده دارد كه در ترجمه هوزوارش به پهلوى لغاتى استعمال شده كه كاملا مطابقت با پهلوى ساسانى ندارد زيرا چند قرن ما بين پهلوى ساسانى و اين پهلوى گذشته و در زبان تغييراتى حاصل شده بود .
براى اينكه خوانندگان بتوانند درجهء قرابت زبان پارسى قديم و اوستائى و سانسكريتى را كه هر سه از يك زبان ( آريانى ) آمده نسبت به يكديگر مقايسه كنند جزئى از كتيبه بيستون داريوش اول را كه به زبان پارسى قديم و عيلامى و آسورى كنده شده و علماى فن به زبان آوستائى و سانسكريتى ترجمه كردهاند تحت اللفظ ترجمه و در اينجا درج ميكنيم معلوم است كه چون هر زبانى تلفظ مخصوصى دارد املاء تقريبى است .
( كتاب كوسوّيچ - كتيبههاى هخامنشى )
زبان پهلوى - اين زبان هم بر دو قسم است : 1 ) پهلوى اشكانى 2 ) پهلوى ساسانى اختلاف ما بين اين دو زبان جزئى است اولى زبان شمال ايران و دومى زبان جنوب ايران بوده اندازه تفاوت همان است كه ما بين زبانهاى شمالى و
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2957
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٩٥٧