معلوم نيست كه در دورهء هخامنشى اين زبان عموم مردم پارسيها بود يا فقط شاهان و نجباء و درباريان در اين زبان تكلم مىكردند و نيز معلوم نيست كه تحريرات كلية در اين زبان مىشده يا فقط كتيبهها در اين زبان نوشته شده و زبان ادارات زبان ديگرى بوده و بعضى از محققين را عقيده آنست كه زبان ادارات و تحريرات كلية به آرامى و خط آرامى بوده و تصور ميكنند كه ايرانيها در زمان هخامنشيها حكام و سرداران نامى داشته و ليكن منشى و محرر براى ادارات نداشتهاند و وقتى كه داريوش اول تشكيلات ايران را داده اجزاء ادارات را از كلدانيهائى كه زبان آرامى را ميدانستند گرفته و خط ميخى پارسى را هم آنها ترتيب دادهاند و نيز عقيده دارند سالنامههائيكه در دربار ايران راجع به وقائع سلطنت هر شاهى ترتيب ميشده به زبان آرامى بوده و شايد مثل زمان ساسانيان آرامى مىنوشته و پارسى ميخواندهاند در اينكه از دورهء هخامنشى كتيبههائى كشف شده كه به چهار زبان نوشته شده و يكى از آنها آرامى بوده شكى نيست و ليكن اين مطلب به خودى خود نميرساند كه زبان ادارات ايران كلية آرامى بوده باشد كتيبهها به زبانهاى مختلف نوشته شده تا مردمان گوناگون از مضمون آنها مطلع شوند و استعمال زبان عيلامى و آسورى هم در رديف زبان پارسى قديم از همين نظر بوده برخى از محققين عقيده دارند كه زبان پارسى قديم زبان تحرير بوده و ليكن براى تكلم زبان ديگرى كه سهلتر بوده و صرف اسماء و ضماير نداشته استعمال مىشده و غلط كتيبهها از اين جهت است زيرا چون زبان محاوره وراى زبان تحرير بوده نويسندهها اشتباه ميكردهاند در هرحال بواسطه كتيبهها و لوحههاى شاهان هخامنشى ( عده آنها قريب به چهل است ) امروزه چهار صد و اندى لغت از پارسى قديم ميدانند و علماء فن صرف و نحو اين زبان را نوشته و با
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2955
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٩٥٥