شاهنشاه را ملكان ملكا مينوشتند « 1 » ولى شاهنشاه ميخواندند و نيز اگر ميخواستند كلمه ( مردم ) را بنويسند مينوشتند گبرهام زيرا گبره به زبان آرامى بمعنى مرد است و ام پارسى كه علاوه ميگرديد مردم ميشد اين نوع كتابت را بطوريكه از ابن مقفع نقل شده هوزوارش يا زوارش ميناميدند گوئى كه مقصود پنهانكردن معنى پهلوى در پشت لغات آرامى بوده عده اين نوع لغات آرامى كه در زبان پهلوى استعمال شده بالغ بر هزار است و بىاندازه خواندن تحريرات پهلوى را مشكل كرده ولى خوشبختانه كتابهائى در آسياى وسطى به زبان پهلوى پيدا شده كه عارى از هوزوارش و براى تاريخ و زبانشناسى كمك بزرگى است اما مقصود از اختراع اين نوع خط چه بوده معلوم نيست بعضى تصور ميكنند كه شاهان ساسانى خواستهاند خطوط و تحريرات ادارات ايرانى را خارجىها نتوانند بخوانند زيرا سوء ظن در اين دوره نسبت به يونانيها و روميها زياد بوده و ليكن اين تصور مبناى صحيحى ندارد چه ما بين اشخاص غير رسمى هم مثل تجار و غيره اين خط استعمال ميشده برخى اين ترتيب خط را از دبيران آرامى كه در دفترخانههاى ايرانى بودهاند ميدانند بدين معنى كه آراميها خواستهاند خط را مشكل نمايند تا احتياج به آنها بيشتر محسوس شده باشد ولى بحقيقت نزديكتر اين است كه زوارش معمول ممالك ديگر هم در آسياى پيشين بوده مثلا بابليها و آسوريها در زمان بسيار قديم كلمات سومرى را استعمال ميكردند و بابلى ميخواندند « 2 » ما بين خط كتيبهها و خط تحرير دورهء ساسانى اين تفاوت هست كه حروف در كتيبهها از همديگر غالبا جدا نوشته شده و در تحرير بهم پيوسته است از آنچه بطور اختصار ذكر شد معلوم است كه خط دورهء ساسانيان همان خط
هامش
( 1 ) - نون ( ملكان ) علامت جمع زبان پهلوى است .
( 2 ) - مثلا در زبان اكّدى پدر را ( اددا ) ميگفتند بنابراين آسوريها ( ادّ ) مينوشتند ولى اب ميخواندند ( ادوارد براون - تاريخ ادبيات ايران جلد اول )