تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2927

مساهمون:

ص٢٩٢٧

5 - تاريخ

مقصود از تاريخ در اينجا تقويم است در اين دوره شمارهء روز و ماه و سال آوستائى بود يعنى سال شمسى به دوازده ماه تقسيم ميشد و اسامى ماهها همان بود كه امروزه هم مصطلح است هر ماهى عبارت بود از سى روز كه هركدام باسم يكى از بزت‌ها ناميده ميشد در آخر سال بعد از ماه دوازدهم پنج روز اضافه كرده آن را ( اندرگاه ) ميناميدند بنابراين سال شمسى زمان ساسانى 365 روز بود و چون سال طبيعى 365 روز و پنجساعت و چهل و هشت دقيقه و چهل و شش ثانيه مىباشد يعنى يازده دقيقه و چهارده ثانيه از ربع روز كمتر است در هر چهار سال تقريبا يك روز سال عرفى از سال طبيعى پيش ميافتاد و نوروز يعنى اول فروردين كه بايد هميشه در اول حمل باشد هر چهار سال يك روز عقب ميرفت يعنى اگر در يك زمانى نوروز يا اول فروردين در اول حمل بود چهار سال بعد با 30 حوت و صد و بيست سال ديگر با اول اين برج دويست و چهل سال بعد با اول دلو مصادف ميشد چنان كه ميبينيم كه در سنه 224 ميلادى يعنى در سالى كه اردشير اول بابكان بر اردوان پنجم اشكانى غلبه كرد نوروز يا اول فروردين به ششم ميزان افتاده و در 652 ميلادى يا سى هجرى كه سال كشته شدن يزدگرد سوم است نوروز يا اول فروردين با 28 جوزا تصادف نموده « 1 » يعنى در مدت 428 سال 105 روز نوروز عقب رفته بنابراين ميتوان به سهولت حساب و معين كرد كه در چه سال يا سالهائى نوروز با اول حمل مصادف بوده و چنين نزديكترين سالى به
هامش
( 1 ) - فردونجى پاروك با 22 جوزا مقارن ميداند ( سكّه‌هاى ساسانى )