بطوريكه معلوم كردهاند اين ترجمهء سريانى از زبان پهلوى است يعنى در زمان انوشيروان انجام يافته و غير از ترجمهايست كه بعدها از عربى به سريانى شده است و نيز از قرار معلوم در زمان يزدگرد سوم كتابى راجع به شاهان ايران و وقايع سلطنت آنها نوشته شده بود كه معروف به خوتاى نامك ( خداى نامه ) بوده صاحب كتاب الفهرست به اين كتاب اشاره مىكند ابن مقفّع اين كتاب را به عربى ترجمه كرده و بعد در 346 هجرى ( 957 ميلادى ) بتوسط چهار نفر زرتشتى از هرات و سيستان و غيره براى حاكم طوس ابو منصور ابن عبد الرزاق به فارسى ترجمه شده هيچكدام از اين كتابها عجلة بدست نيامده ولى اكثر محققين عقيده دارند كه دقيقى و فردوسى از اين كتابها استفاده كردهاند ( راجع به اين كتاب در ضمن داستانهاى ملى صحبت در پيش است ) آنچه محقق است همين است كه ذكر شد ولى نوشتههاى نويسندگان دورههاى اوليه اسلام دلالت مىكند بر اينكه از اواسط دورهء ساسانى در ايرانىها توجهى به فنون و ادبيات پيدا شده و در زمان انوشيروان اين نهضت ادبى تندتر گرديده بود زيرا صاحب كتاب الفهرست ( كه در 377 هجرى تأليف شده ) اسامى كتب زيادى را كه از زبان پهلوى به عربى ترجمه شده بود و در قرن چهارم اصل و ترجمه آنها در دست بوده ذكر مىكند عدهء اين كتابها قريب به هفتاد است و آنها را به پنج قسمت مىتوان تقسيم كرد راجع به :
1 ) طب و بيطارى
2 ) امور مذهبى
3 ) فنون جنگى - تيراندازى - اسبسوارى - گشادن قلعه و گرفتن شهر
4 ) سياست و مملكتدارى « 1 »
هامش
( 1 ) - اسامى بعضى از كتابهاى نوع چهارم اين است : وصيتنامه اردشير به شاپور - وصيتنامه انوشيروان به هرمز و جواب او - نامه انوشيروان بمرزبان و جواب او - كتاب انوشيروان به بزرگان ملت در تشكر - كتاب چيزهائى كه به حكم اردشير از كتابخانهها استخراج شده از آنچه در باب سياست و ملكدارى نوشتهاند وصيتنامه انوشيروان باهلبيت خود - نامه تنسر - اسامى كتابهاى نوع پنجم در ذيل بيايد .