4 - خط دوره ساسانى
خطى كه در اين دوره معمول بوده معروف به خط پهلوى و خواندن و نوشتن آن بسيار مشكل است مىتوان گفت كه ايران ساسانى با اين خط سير قهقرائى كرده زيرا خط ميخى پارسى تقريبا الف بائى يا لااقل ما بين سيلابى و الف بائى است و براى خواندن و نوشتن آن دانستن چهل و يك علامت يا پايه كافى است و ليكن براى خواندن خطوط پهلوى بطوريكه اهل خبره مىگويند دانستن بيش از هزار علامت لازم است و باز بجهاتى نمىتوان مطمئن بود كه حروف را مطابق صداهائيكه در زمان ساسانيان داشته ميخوانند از اين جهت است كه كتيبههاى شاهان هخامنشى تماما خوانده شده و بطوريكه محققين گويند ديگر ناتمامى ندارد در صورتى كه كتيبههاى شاهان ساسانى را علماء فن هنوز موفق نشدهاند صحيحا بخوانند و اگر در نظر گرفته شود كه كتيبهها نسبت به تحريرات معمولى باز بهتر نوشته شده و قرائت آنها بالنسبه آسانتر است معلوم خواهد شد كه قرائت خط تحريرى چقدر مشكل است جهت اين درجه اشكال دو چيز است اولا چون خط پهلوى از خط آرامى اقتباس شده براى صداهائى كه اختصاص به زبان پارسى ( پهلوى آن روز ) دارد علامت مخصوصى نيست و گاهى يك علامت نماينده چند صدا است بنابراين علماء فن بايد بسيار زحمت بكشند تا صداى واقعى را از روى موازين فقه اللغة و مقايسه زبانهاى ايرانى با يكديگر بدست آرند ثانيا معمول زمان ساسانيان اين بود كه در تحرير لغات آرامى استعمال ميكردند ولى در موقع خواندن بجاى لغات آرامى لغات پهلوى ميگذاردند مثل اينكه ملكا ( به زبان آرامى بمعنى شاه است ) مينوشتند ولى شاه ميخواندند و از اينرو