3 - مذهب مزدك
مزدك پسر بامداد از اهل نيشابور بود و در زمان غباد پيدا شد بطورى كه مورخين اسلامى مثل الشهرستانى و ابن النديم الورّاق بيان كردهاند مذهب او به مذهب مانى خيلى نزديك است زيرا مزدك معتقد بود كه روشنائى از تاريكى به كلى جداست اولى آزادانه و عاقلانه عمل مىكند دومى كوركورانه و جاهلانه اختلاط آن دو با يكديگر اتفاقى است و جدائى نيز اتفاقى است و نيز مثل مانويها كشتن بهائم و خونريزى را منع كرد او عقيده داشت كه عالم از سه عنصر تركيب شده : آب - آتش - خاك خوبى و بدى از تركيب آنها است خوبى از قسمت خوب و بدى از قسمت بد عالم ارواح . بعقيدهء مزدك مثل اين عالم تشكيل شده است آقاى آسمانها روى تختى مثل پادشاهى نشسته و چهار قوه در جلو او ايستادهاند : شعور - عقل - حافظه - شادى اين چهار قوه بدستيارى شش وزير امور عالم را اداره ميكنند « 1 » اين هفت وزير در ميان دوازده وجود روحى در حركتند « 2 » انسانى كه چهار قوه و هفت وزير و اختيارات 12 گانه را در خود جمع كند بمرتبه خدائى ميرسد و ديگر مسئوليتى براى او نيست براى اضمحلال تناقض و كينه و جنگ كه همه اينها از تاريكى است بايد بمنشأ آنها پىبرد منشأ آنها از عشق بزن و مال است و براى برانداختن بديهاى مذكور بايد زن و مال در بين مردم مشترك باشند . مزدك كتابى داشته كه از ميان رفته و ليكن مورخين
هامش
( 1 ) - شش وزير اينها بودهاند : سالار - پيشكار - باروان - كاردان - دستور - كودك ( معلوم نيست معنى باروان چيست )
( 2 ) - دوازده روح اينها بودهاند : خواننده - دهنده - ستاننده - برنده - خورنده - دونده - خيزنده - كشنده - زننده - كننده - آينده - شنونده - يابنده را هم شهرستانى علاوه كرده و در ساير كتب نيست .