تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2902

مساهمون:

ص٢٩٠٢

قسمت سوم - مهرپرستى « 1 »

چنان كه در فوق ذكر شد ميثر ( مهر ) يكى از ارباب انواع خيلى قديم مردمان آريائى بود آوستا او را ما بين هرمزد و اهريمن قرار داده يكى از بزرگترين يزتها و رب النّوع روشنائى دانست پيروان زرتشت معتقد بودند كه مهر از طرف خدا مأموريت دارد شر و بدى را دفع كند و او را ربّ النوع آفتاب و حاصل‌خيزى زمين ميدانستند مهر در زمان اردشير دوم حامى خانوادهء سلطنت شد و او را ربّ النوع قرار داد و فتح نيز دانستند بعد از اسكندر در آسياى صغير دولتهاى كوچكى مثل كاپادوكيه و پنت و غيره تشكيل شد و چون پادشاهان دول مذكوره نسبت خود را بشاهان هخامنشى و اشكانى ميرساندند مذهب مهرپرستى در آنجاها رواج يافت پس از آن اين مذهب بيونان رفت و مهر هل‌يس « 2 » ناميده شده چنان كه در بابل به شمش « 3 » موسوم بود در زمان پوميه به روم سرايت كرد و مذهب طبقات پست مردم گرديد و لكن بعد ما بين اهالى از هرطبقه منتظر شد و ترقى آن به جائى رسيد كه ديوكلتين و ساير امپراطورهاى روم اعلان كردند كه مهر حامى دولت روم است زيرا پيروان اين مذهب حكومت امپراطورها را از طرف خدا ميدانستند بعد مذهب مزبور به آلمان و فرانسه و انگلستان قديم سرايت كرد چنان كه در پاريس آثارى از اين مذهب يافته‌اند در قرن سوم ميلادى عيسويت با اين مذهب در جنگ
هامش
( 1 ) - اگر از مهرپرستى با وجود اينكه قديمتر از مذاهب ديگر ايران قديم است در آخر اين مبحث ذكرى مىشود بدين جهت است كه پرستش آن در ايران مذهب مستقل نبوده بلكه در جزو مزده‌پرستى يا مذهب زرتشتى هم براى مهر داشته‌اند . ( 2 ) -Helios .( 3 ) - رب النوع آفتاب بعقيده بابلىها