تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2898

مساهمون:

ص٢٨٩٨
زودى زور عفريت را كم كرد پدر عظمت روشنائى را بكمك طلبيد و او ( بان ) بزرگ را و او روح زنده را اين آخرى با آدم اولى كه اسير عفريت بود ارتباط يافته او را خلاصى داد خلقت عالم بعقيدهء مانى بديمنوال بود در انسان هم دوگانگى هست زيرا او داراى روح خوب و روح بد است در مقابل عقل و وجدان و حسيات خوب عقل و وجدان و حسيات بد نيز هست . روح خوب رحم و نهاد نيك و حوصله و حكمت را بوجود آورد روح بد كينه و غضب و شهوت و حماقت را ايجاد كرد برگزيدگان بايستى اخلاق ذيل را دارا باشند : تارك دنيا بوده گوشت حيوانات را نخورند و مسكرات استعمال نكنند و دور از زنها عمر خود را بسر برند و به حيات جان‌دارى يا گياهى سوء قصد نمايند از براى سماعون اين سختيها نبود آنها بايستى فقط از بت‌پرستى و دروغگوئى و خسّت و قتل انسان و زنا و فساد عقيده احتراز نمايند . برگزيدگان به آسمان خواهند رفت و سماعون كه نصفى از احكام را اجراء ميدارند از جسمى بجسمى خواهند رفت تا آخر عالم دررسد . بدكاران در دوزخ خواهند بود عالم بالاخره در دوزخ خواهد افتاد و عناصر آن سوخته خوبى و بدى باز به حالت اوليه خود عود خواهد كرد يعنى هميشه جدا از همديگر خواهند ماند چه سدّى غير قابل عبور آن‌دو را از يكديگر جدا نموده چنان كه از مختصر مذكور در فوق به خوبى ديده مىشود . مذهب مانى تركيبى بود بدينمعنى كه معتقداتى از صائبين و عيسويها و غيره اخذ كرده و با مذهب زرتشت تلفيق و تركيب نموده عرفان را نيز در آن داخل كرده بود مذهب مانى در ابتداء در بابل كه مركز عقايد و مذاهب مختلفه بود اشاعه يافت بعد بشامات و فلسطين و بمملكت نبطيها ( شمال غربى عربستان ) رفت زيرا مانى كتابهاى خود را به زبان آرامى مينوشت و در ممالك مذكوره اين زبان را ميدانستند پس از آن اين مذهب در مصر شيوع يافته در آنجا پيروان زياد پيدا كرد چه در آنجا هم مسلك عرفانى رواجى داشت بعد از مصر طرابلس و قرطاجنه سرايت نمود