من جمله صابئين بودند پدر مانى جزو آنها بوده و پسر خود را موافق آداب مذهبى آنها تربيت كرده بود مخصوصا او را از خوردن گوشت و استعمال مسكرات منع ميكرده است زيرا چنان كه ميگفته به او توسط ملكى از طرف خدا اين امر رسيده بود و ليكن مانى پس از آنكه به رشد رسيد معتقد مذهبى شد كه با مذهب صابئين موافقت كامل نداشت زيرا دوگانگى را تشديد كرد : او معتقد بود كه بدى هميشه بوده و تا ابد خواهد بود و در عناصرى مثل آتش و خاك و باد به دو ماهيت قائل بود ماهيت خوب و بد راجع به انسان و ساير موجودات عقيده داشت كه اين دو ماهيت باهم مخلوط شدهاند تخالف و تضاد تام و تمام را فقط در ميان روشنائى و تاريكى ميدانست بدينمعنى كه هردو باهم ضدّند و هيچكدام به ديگرى منتهى يا منجر نخواهد شد غسل و تطهير را كه در نزد صابئين اهميت داشت جائز ميدانست و ليكن به آن اهميت نميداد يگانه چيزى كه مانى بان اهميت ميداد عرفان « 1 » بود توراة را به كلى رد كرده فقط انجيل را قبول داشت و ميگفت كه او آخرين حوارى عيسى است و حقائق را آشكار مىكند مانى براى اشاعهء مذهب خود كتابهائى نوشته كه يكى از آنها چون براى شاپور اول نوشته شده به زبان پهلوى است « 2 » و باقى به زبان سريانى و خطى نيز اختراع كرده كه از خط آرامى اقتباس شده تصنيفات مانى مزين به نقاشيهائى بوده و نقاشيهاى مزبوره او را در تمام عالم مشهور نموده چنان كه از عهد قديم تا زمان حال ايرانيها او را نقاش بزرگ ميدانند و كتاب نقاشى او را ارژنگ يا ارتنگ ناميدهاند « 3 » مقصود از نقاشيها اين بود كه خوبى ( روشنائى ) و بدى ( تاريكى ) را بانواع و اقسام صورتها بنماياند تا اشخاص باسواد بهتر درك كنند و كسان بىسواد از نقاشيهاى او مذهب او را
هامش
( 1 ) - 1 )
( 2 ) - يكى از كتابهاى او چنان كه ابوريحان بيرونى مينويسد موسوم به شاپورگان بود بعضى شابرقان نوشتهاند ولى صحيح نيست .
( 3 ) - اينطور مشهور است ولى معلوم نيست تا چه اندازه موافق حقيقت است .