تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1876

مساهمون:

ص١٨٧٦

نقشه‌هاى اسكندر

آريّان نوشته ( كتاب 7 ، فصل 1 ، بند 1 ) : زمانيكه اسكندر در تخت‌جمشيد بود ، ميل كرد ، كه بخليج‌پارس و مصبّ فرات و دجله رفته اين‌جاها را بشناسد ، چنان كه مصبّ سند و نيز درياى بزرگ ( درياى عمان ) را شناخت . بعضى گفته‌اند ، كه او ميخواست قسمت بزرگ سواحل عربستان و حبشه و ليبيا و نوميدى ( آلژرى كنونى ) و كوه اطلس را پيموده و به طرف ستونهاى هرقل ( جبل طارق ) رفته ، پس از مطيع كردن قرطاجنه و تمام افريقا ، بدرياى مغرب برگردد . او ميگفت ، كه پس از اين كارها ، به او بيش از شاهان پارس و ماد خواهد برازيد ، خود را پادشاه بزرگ بخواند . آنها خودشان را شاه آسيا ميخواندند ، و حال آنكه يكقسمت از هزار قسمت آسيا را نداشتند ( اين عقيده بر خلاف حقيقت است . شاهان پارس خودشان را در كتيبه‌ها شاه آسيا ننويسانده‌اند ، در همه‌جا عبارت كتيبه‌ها « شاه اين زمين پهناور است » و ديگر اينكه از آسياى آن روز تقريبا همانقدر معلوم بود ، كه داشتند . اسكندر هم از سيحون گذشت ، ولى زود برگشت و در هند نيز ، چنان كه ديديم ، از پنجاب نگذشت . بنابراين در زمان اسكندر از كجا معلوم گرديد ، كه متصرّفات شاهان هخامنشى يا مادى هزار يك آسيا بوده ؟ اين روايت را در قرون بعد ساخته‌اند . بهترين دليل اين نظر آن‌كه سترابون ، جغرافيادان معروف عالم قديم ، كه سه قرن بعد از هخامنشىها ميزيست ، چين را جزو هند ميدانست . در صورتى كه اطّلاعات علماى آن زمان راجع بچين ، يعنى اين مملكت پهناور ، چنين بود ، تكليف ساير قطعات آسيا از حيث شناسائى معلوم است و ، اگر خود آريّان هم وسعت آسيا را ميدانست ، متصرّفات ايران هخامنشى را هزار يك آن به حساب نمىآورد ، زيرا اكنون مسلّم است ، كه دولت هخامنشى تقريبا تمام آسياى معلوم آن زمان را داشته و اين وسعت كمتر از نصف اروپا و عشر آسياى معلوم كنونى نبوده . م . ) . برخى گفته‌اند ، كه اسكندر ميخواست بدرياى سياه و پالوس م‌اوتيد « 1 » ( درياى آزوو كنونى ) رفته به سكائيّه لشكر بكشد ، حتّى عدّه‌اى اطمينان ميدهند ، كه او
هامش
( 1 ) -Palus - Meotide .