تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1769

مساهمون:

ص١٧٦٩
شد . كراتر هم پس از مرمّت شهر آريژه با پياده‌نظام سنگين اسلحه و آلات محاصره به او پيوست . پادشاه مقدونى از خاك گوريان « 1 » عبور كرده از رود گوره « 2 » با زحمات زياد گذشت . زحمات از عمق رود ، سنگهاى لغزنده بستر آن و تندى جريان آب بود . چون اسكندر بخارجىها نزديك شد ، آنها جرئت نكردند در دشت باز جدال كنند و مناسب‌تر ديدند ، كه بشهرهاى خود رفته در آنجاها بدفاع بپردازند . پس از آن اسكندر بپاىتخت آنها ، كه ماسّاگ « 3 » نام داشت ، نزديك گشته اردو زد . در اين احوال كمكى بعده هفت‌هزار نفر بهنديها از درون هند رسيد و آنها بمقدونىها حمله كردند ، ولى چون اسكندر نميخواست در پاى ديوار شهر جنگ كند ، زيرا ميدانست ، كه اهالى در صورت شكست به شهر پناه خواهند برد ، در اوّلين حمله هنديها امر كرد ، مقدونيها عقب نشينند ، تا مخاصمين پيش آيند و جنگ در دشت باز بشود . بر اثر اين حركت بر جرئت و جلادت هنديها افزود و از فرط شادى صفوف خود را رها كرده بمقدونيها حمله كردند ، بعد ، همين كه بمسافت يك تيررس رسيدند ، اسكندر فرمان حمله داد و در حال فالانژ حمله برد و گيرودار درگرفت . هنديها ، چون وضع را چنين ديدند ، فرار كرده به شهر پناه بردند و 200 نفر از آنها كشته شد . بعد اسكندر فالانژ را به طرف شهر حركت داد و تيرى بقوزك پاى او خورد . روز ديگر مقدونيها با آلات قلعه‌كوبى قسمتى از ديوار شهر را برانداخته يورش بردند ، ولى مدافعين سخت پافشردند و اسكندر امر كرد لشكرش برگردد . روز بعد هم مقدونيها نتوانستند داخل شهر گردند . روز سوّم فالانژ باز يورش برده و مقدونيها از برج مذكور پلى به زير افكنده روى خرابه‌هاى خندق استوار داشتند ، ولى در حينى كه مقدونيها هجوم بردند ، تا از روى آن بگذرند ، اين پل شكست و مقدونيها افتادند . هنديها از اين‌حال مقدونيها استفاده كرده تير و سنگ و غيره بر مقدونيها باريدند و فريادهاى شادى برآورده از بالاى استحكامات هجوم آوردند . بعد بعض هنديها از دروازه‌هاى باريك ، كه در ميان برجهاى قلعه ساخته شده بود ، بيرون آمده
هامش
( 1 ) -Gureens .( 2 ) -Guree .( 3 ) -Massagues .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1769 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )