تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1768

مساهمون:

ص١٧٦٨
كراتر دررسيد و ، چون اسكندر اين محلّ را داراى مزاياى زياد دانست ، به او امر كرد ديوار شهر را از نو بسازد و آن را از مردم حول‌وحوش و مقدونيهائى ، كه به كار جنگ نمىآمدند ، مسكون گرداند ، بعد خود اسكندر به طرف كوهى ، كه اهالى اشغال كرده بودند ، روانه شد ( آريّان ، كتاب 4 ، فصل 8 ، بند 3 ) . مقتضى است گفته شود ، كه ديودور شهر آسپيان را نوتاك ناميده ( كتاب 17 ) ولى كنت‌كورث اصلا اسم اين شهر را ذكر نكرده . بعد چنان كه آريّان گويد ( همانجا ، بند 4 ) بطلميوس ، كه براى تحصيل علوفه و تفتيش رفته بود ، به اسكندر خبر داد ، كه عدّهء آتش‌هاى دشمن بيش از آتشهاى مقدونيها است ( يعنى عدّه‌شان زياد است ) پس از آن اسكندر اردوى خود را بسه قسمت تقسيم كرده اوّلى را به لئونّاتوس و دوّمى را به بطلميوس سپرد ، بعد سوّمى را با خود برداشته به طرف دشمن رفت . هنديها ، چون يكقسمت قشون مقدونى را ديدند ، بتصوّر اينكه عدّهء آنها كم است ، براى جنگ از بلنديها پائين آمدند و ، پس از جدالى شكست خوردند . موقع بطلميوس چندان داراى مزايا نبود ، زيرا خارجيها پهلوهاى كوه را اشغال كرده بودند . وقتى كه جدال شروع شد ، مقدونيها دور خارجىها را نگرفتند ، تا آنها راه فرار داشته باشند . جنگ خونين و سخت بود ، زيرا هنديها دليرانه ميجنگيدند . بالاخره مقدونيها هنديها را از بلندىها راندند . لئونّاتوس هم همين بهره‌مندى را داشت . بطلميوس گفته ، كه در اين جدال عدّهء اسرائى ، كه مقدونيها گرفتند ، 40 هزار نفر بود و 130 هزار گاو هم بتصرّف آنها درآمد . درشتى گاوها جلب توجّه ميكرد ، چنان كه اسكندر گفت چند رأس از اين گاوها نگاه دارند ، تا آنها را بعد به مقدونيّه بفرستد ( مقتضى است گفته شود ، كه اين روايت آريّان را مورّخين ديگر ذكر نكرده‌اند ) .

جنگ با آس‌ساكنيان « 1 »

پس از آن اسكندر بجنگ آس‌ساكنيان ، كه با 30 هزار پياده و 2 هزار سوار و 20 فيل منتظر او بودند ، رهسپار
هامش
( 1 ) -Assaeeniens .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1768 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )