تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1766

مساهمون:

ص١٧٦٦
كتب متقدّمين و متأخّرين ديده نميشود ، كه جهتى براى بودن روغن در آب جيحون يا در حوالى آن بوده باشد ) . بعد پلوتارك گويد ( همانجا ، بند 78 ) : واقعا هم اسكندر در جدالها دوچار مخاطراتى عظيم گرديد و زخمهاى زياد برداشت و بزرگترين قسمت قشون او از قحطى چيزهاى ضرورى و از بدى آب‌وهوا تلف شد ( اين گفتهء پلوتارك نظرى را ، كه دو سطر بالاتر ذكر شد تأييد مىكند ) .

عبور از نيكه « 1 »

اسكندر طى مسافت كرده از نيكه گذشت ( نيكه يا نيكايا را با كابل منطبق داشته‌اند ) و پس از اينكه قربانى براى پالّاس ( ربة النوع جنگ و عقل ) كرد ، رسولى فرستاد ، كه تاكسيل و ساير رؤساء اين صفحات را دعوت كند ، نزد اسكندر آيند . آنها اطاعت كرده با هداياى گرانبها آمدند و گفتند ، كه 25 فيل براى او خواهند فرستاد . اسكندر قسمتى را از قشون خود ، كه از پياده و سواره‌نظام و سپاهيان اجير مركّب بود به هفس‌تيون و پرديكّاس داده آنها را مأمور كرد ، در صفحه په‌سلاتيد « 2 » ( په‌كلااتيس ) تا رود سند پيش رفته مردم را مطيع كنند و بعد روى رود مزبور پلى براى عبور قشون اسكندر بسازند . تاكسيل و ساير آناكت‌ها ( يعنى رؤساء ) با سرداران مزبور حركت كردند و حكم اسكندر مجرى گشت . در اين احوال آس‌تس « 3 » رئيس ساخلو په‌سلاتيد ياغى شده در شهرى مواقع محكم گرفت و هفس‌تيون او را محاصره و پس از سى روز اين شهر را مطيع كرد . آس‌تس در اين‌جا كشته شد و بجاى او سان‌ژه « 4 » ، كه از آس‌تس برگشته مورد اعتماد اسكندر شده بود ، بجاى مقتول معيّن گرديد ( آريّان ، كتاب 4 ، فصل 8 ، بند 2 ) . بايد در نظر داشت ، كه هفس‌تيون ، وقتى كه بصفحهء په‌كلااتيس حمله برده ، از دره خيبر گذشته .

جنگ با آسپيان « 5 »

بعد اسكندر بجنگ مردم آسپيان و تيريان « 6 » و آراساك « 7 » عازم شد و با اين مقصود كنار رود خوئس « 8 » را گرفته بالا رفت ، تا ببلنديهائى كه شيب تند داشت ، رسيد و با زحمت از رود گذشت ، بعد چون شنيد ، كه
هامش
( 1 ) -Nicee .( 2 ) -Peucelatide .( 3 ) -Astes .( 4 ) -Sangee .( 5 ) -Aspiens .( 6 ) -Thyreens .( 7 ) -Arasaques .( 8 ) -Choes .