تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1645

مساهمون:

ص١٦٤٥
جواب دادند : اگر اسكندر قول بدهد ، كه با مبعوثين لاسدمونى كارى نخواهد داشت ، آنها نزد اسكندر خواهند آمد و الّا فلا . اين مبعوثين از طرف اهالى لاسدمون بدربار داريوش آمده و پس از قتل او بسپاه اجير يونانى ملحق شده بودند ، اسكندر نخواست قول بدهد و گفت ، كه بايد بىشرط تسليم گردند . پس از رسيدن اين جواب يونانيها مدّتى در ترديد بودند و بالاخره قرار دادند ، كه نزد اسكندر روند . فقط دموكرات « 1 » آتنى ، كه دشمن علنى مقدونيّه بود ، حاضر نشد برود و بخودكشى اقدام كرد . مابقى ، كه عدّه‌شان به 1500 نفر ميرسيد ، نزد اسكندر رفتند و او عدّه‌اى را در قشون خود داخل كرد و بعضى را باوطانشان مراجعت داد . اما رسولان لاسدمونى را ، كه عدّه‌شان به 90 نفر ميرسيد ، امر كرد در محبس انداختند .

مطيع كردن مردها

آريّان در اين باب چنين گويد ( كتاب 3 ، فصل 8 ، بند 3 ) : اسكندر با هىپاس‌پيست‌ها « 2 » و تيراندازان آگريانى و دسته‌هاى سنوس و آمين‌تاس و كمانداران سواره و نيمى از سواره‌نظام بولايت مردها رفته اسراى زياد برگرفت و اكثر اشخاصى را ، كه جنگ كردند ، كشت . چون محل‌ّهاى اين مردم سخت و بعلاوه اين ولايت فقير است ، هيچ مرد جنگى قبل از اسكندر به اين جا نيامده بود . فاتح ناگهان از ولايت آنها گذشت و ، قبل از اينكه مطلع شوند ، بر آنها تاخت . اين مردم به جاهاى سخت كوهها پناه بردند و اسكندر در آنجا هم بر آنها فايق آمد ، بعد رسولانى فرستاده مطيع گشتند . اسكندر اين ولايت را به تپورستان ، كه والى آن ات‌فرادات « 3 » بود ، ضميمه كرد . بعد آريّان گويد ، كه اسكندر چون باردوى خود برگشت ، سفرائى را ، كه لاسدمون و آتن نزد داريوش فرستاده بودند ، در آنجا يافت و آنها را حبس كرد ، زيرا اينها بعد از تعيين اسكندر بسپهسالارى كل قشون يونان و اعلان جنگ ، بدربار داريوش آمده بودند . بعد اسكندر به زادراكرت رفته در آنجا پانزده روز بقشون خود استراحت بخشيد ، ضيافتها كرد و بازيها ترتيب داد . كنت‌كورث اطّلاعات بيشترى راجع بمردها ميدهد .
هامش
( 1 ) -Democrate .( 2 ) - گروهى از سپاهيان اسكندر . ( 3 ) -Autophradate .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1645 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )