تماما از يك وادى بود ، كه تا بحر خزر ( كسپين ) امتداد مييافت . راجع ببحر خزر ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 75 ) : بعضى اين دريا را درياى گرگان ( هيركانى ) نامند و گويند ، كه آن مارهاى بزرگ زياد دارد و نيز ماهىهائى ، كه از رنگهاى گوناگوناند و در جاهاى ديگر نيز يافت ميشوند .
كنتكورث راجع بدرياى خزر گويد : ( كتاب 6 ، بند 4 ) : بعضى گمان ميكنند ، كه درياى پالوسماتيد « 1 » با اين دريا اتّصال مييابد و به همين جهت آب آن زياد شور نيست . از طرف شمال اين دريا وسعت زياد دارد . بعد مورّخ مذكور از جزرومدّ دريا سخن رانده گويد : بعض جغرافيّون عقيده داشتهاند ، كه اين دريا درياى كسپين نيست ، بل درياى هند است ، كه سواحل گرگان را احاطه دارد و شيب كوههاى بلند به طرف يك وادى ، چنان كه گفتيم ، سرازير مىشود . آريّان در باب بحر خزر هم ساكت است .
اسكندر در گرگان
پس از آن اسكندر وارد گرگان شد و تمام شهرهاى آن را تصرّف كرد . ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 75 ) وقتى كه او از اين مملكت عبور ميكرد ، بشهرهائى رسيد ، كه موسوم بشهرهاى خوشبختاند . اين اسم بامسمّى است ، زيرا زمين در اينجاها بقدرى حاصلخيز است ، كه نظير ندارد . هر خوشهء انگور گويند ده پيمانه شراب ميدهد . درختانى هست ، كه حاصل آنها ده مديمن « 2 » انجير خشك است . تخمكارى در اينجا لازم نيست . دانههاى گندم ، كه به زمين ميافتد ، حاصل زياد ميدهد . در اينجا درختى ميرويد ، كه شبيه بلوط است و از برگهاى آن قطرههاى عسل بيرون ميآيد . اهالى اين قطرهها را جمع كرده مانند غذاى مقوّى ميخورند . مترجم ديودور « 3 » گويد ، اين درخت از خانوادهء افر است « 4 » .
كنتكورث همين درخت را ذكر و علاوه كرده ، كه ، اگر اهالى در طليعهء آفتاب
هامش
( 1 ) -Palus - Meotide( درياى آزوو را در عهد قديم چنين ميناميدند ) .
( 2 ) - مديمن معادل 51 ليطر و اندى بود .
( 3 ) -Ferd . Hoefer .( 4 ) -Herable .