تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1187

مساهمون:

ص١١٨٧
اردشير بود و اسم دختر او هم معلوم نيست .

كشته شدن او

ديودور راجع به اين شاه چنين نوشته ( كتاب 17 ، بند 5 ) : پس از فوت اردشير باگواس خواجه كوچكترين پسر او را ، كه آرسس نام داشت ، بتخت نشانيد و برادران اردشير را كشت ، تا شاه جديد با آنها معاشر نبوده كاملا در تحت اطاعت خواجهء مزبور باشد ( اين گفته مورّخ مذكور نظرى را ، كه راجع به جهت قتل اردشير اظهار كرديم ، تأييد مىكند ) . آرسس پس از آنكه از جنايت‌هاى باگواس آگاه شد ، از او تنفّر يافته درصدد برآمد ، كه او را بكشد ، ولى خواجه پيش‌دستى كرده او را در سال سوّم سلطنتش بقتل رسانيد ( 336 ق . م ) . پس از آن در دودمان هخامنش كسى نبود ، كه به ترتيب طبيعى بر تخت نشيند ، زيرا خواجه تقريبا تمام برادران جوان اردشير را هم كشته بود . بنابراين باگواس داريوش را ، كه پسر آرسان « 1 » و نوهء استانس « 2 » ( پسر داريوش دوّم ) بود ، بتخت نشانيد ( 336 ق . م ) . از وقايع سلطنت آرسس ( 338 - 336 ق . م ) اطّلاعى نداريم و نيز نميدانيم چگونه شاهى بوده و چه صفاتى داشته . از تاريخ وقايع همينقدر برميآيد ، كه در زمان او ( يعنى بهار 336 ق . م ) قشون مقدونى براى دفعهء اولى بآسيا ورود كرد . شرح اين واقعه در جاى خود بيايد . عجالة همينقدر گوئيم ، كه مقدونىها پيشرفتهائى حاصل كردند ، ولى چون خبر كشته شدن فيليپ پدر اسكندر رسيد ، پارمن‌ين سردار مقدونى از آسيا به مقدونيّه برگشت و مم‌نن برادر من‌تور ، كه پس از مرگ او فرمانده قشون ايران در صفحات دريائى بود ، مقدونىها را عقب نشانده تمام جاهائى را ، كه تصرّف كرده بودند ، از آنها بازستاند . چنين به نظر ميآيد ، كه باوجود اين احوال آبيدوس « 3 » در تصرّف مقدونىها مانده بود . اگر چنين بوده ، بايد گفت ، كه مقدونىها با حفظ اين محلّ عبور اسكندر را از بوغار داردانل در موقع خود تسهيل كرده‌اند .
هامش
( 1 ) -Arsanes .( 2 ) -Ostanes .( 3 ) -Abydos .