تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1184

مساهمون:

ص١١٨٤
به باگواس خواجه سپرد » . شايد پس از چندى اردشير ، بسبب حسادت و سعايت درباريان ، خواسته او را تغيير دهد و او براى حفظ مقام خود بدين وسيله متوسّل شده ، تا شاهى را بتخت نشاند ، كه جوان بوده موافق ميل او رفتار كند . بهرحال اردشير در سال 338 ق . م درگذشت . از قرائن چنين به نظر ميآيد ، كه اردشير اولاد زياد داشته ، ولى فقط اسامى يكى دو نفر از آنها در تاريخ ذكر شده و ظنّ قوى اين است ، كه سايرين را باگواس خواجه نابود كرده ( ديودور ، كتاب 17 ، بند 5 ) . اسامى اولادى ، كه ذكر شده ، اين است : آرسس ، كه بعد از اردشير بوسيلهء خواجهء مزبور بتخت نشست و از همه كوچك‌تر بود ، بيستانس « 1 » ، كه بعدها فرار كرده نزد اسكندر رفت ( آريّان ، كتاب 3 ، فصل 7 ، بند 2 ) . بايد در نظر داشت ، كه آتس‌سا « 2 » زن اردشير با سه دختر او نيز از مرگ جستند . يكى از اين دختران پروشات نام داشت و ، چنان كه آريّان گويد ، زن اسكندر شد .

صفات اردشير سوّم

صفات او از كارهايش هويدا است . او را ميتوان تشبيه كرد به كسى ، كه خانه‌اى به او رسيده است و اين خانه پىهايش دررفته ، از هرطرف شكافهائى برداشته در شرف فروريختن است و آنكس پىهاى دررفته را بسته ، شكافها را گرفته و خانه را براى چندى پاينده و استوار داشته . اگر شقاوت‌هاى مذكور را ، چنان كه مورّخين يونانى شرح داده‌اند ، مرتكب نشده بود ، هر آينه لايق آن بود ، كه شاه بزرگش خوانند ، ولى كارهاى بىرويّهء اردشير در صيدا و مصر و خونريزىهايش در خانواده هخامنشى او را در نظر مورّخين جديد با پادشاهان آسور مساوى ميدارد . باوجود اين نلدكه گويد : « بعد از داريوش اوّل ، او از دودمان هخامنشى يگانه شاهى بود ، كه از قشونكشيهاى بزرگ با بهره‌مندى بيرون آمد . به نظر ما فوت او در اين موقع باريك براى پارس فقدانى بزرگ بشمار ميآيد » ( تتبّعات تاريخى الخ ، صفحه 123 ) .
هامش
( 1 ) -Bistanes( بعضىBisthanesنوشته‌اند ) . ( 2 ) - اين همان آتس‌سا است ، كه دختر اردشير دوّم و زن او بود و بعد زن اردشير سوّم گرديد .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1184 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )