شخصى مانند اسكندر منازعه كند » ، ولى تصوّر ميرود ، كه ديودور براى بزرگ كردن اسكندر اين عبارت را نوشته ، زيرا داريوش سوّم ، با اينكه حسن نيّت داشته و ميخواسته امور مملكتى را اصلاح كند ، شاهى نبوده ، كه براى اينموقع باريك ايران بتخت نشسته باشد . در جاى خود اين نكته روشن خواهد بود .
جلوس داريوش را بتخت در 336 و فوتش را در 330 ق . م نوشتهاند .
سلطنت او ، با اينكه بيش از شش سال دوام نيافت ، پر است از وقايع مهم . با فوت او سلسلهء هخامنشى منقرض شد و ايران ، كه در مدّت بيش از دو قرن از حيث ترتيب تاريخى اوّل دولت جهانى بود ، و بقول يكى از مورّخين جديد براى عالم دستور مينوشت ، « 1 » بدست اسكندر مقدونى و جانشينان او افتاد . براى فهم وقايع بايد بدوا شمّهاى از تاريخ مقدونيّه گفته بعد وقايع ايران را دنبال كنيم .
مبحث دوم - نظرى بتاريخ مقدونيه
مقدّمه
اين مملكت در شبهجزيرهء بالخان واقع است . حدود آن در ازمنهء گذشته تغيير ميكرد و قبل از فيليپ دوّم پدر اسكندر ( 356 - 336 ق . م ) حدود آن چنين بود : از طرف جنوب كوههاى المپ « 2 » و كامبون « 3 » ، كه آن را از تسّالى يونان جدا ميكرد . از سمت مشرق - رود ستريمون « 4 » . در شمال - پئونيّه « 5 » . در مغرب ايلّيريّه « 6 » و اپير « 7 » ( آلبانى امروز ) . در زمان فيليپ دوّم مقدونيّه وسعت يافت : از طرف مشرق رود نستس « 8 » مملكت مزبوره را از تراكيّه جدا ميكرد ، در شمال پئونيّه تا كوه سكورد يا سكارد ، كه حدّ فاصل بين مقدونيّه و ميسيّه بود ، جزو مملكت اوّلى گرديد « 9 » . در جنوب سواحل دريا و شبهجزيرهء
هامش
( 1 ) - تورايف - تاريخ مشرق قديم ، ج 2 ، باب 5 ( دورهء پارسى ) .
( 2 ) -Olympe .( 3 ) -Cambon .( 4 ) -Strimon( ستروماى امروزى ) .
( 5 ) -Peonie .( 6 ) -Illyrie .( 7 ) -Epire .( 8 ) -Nestos .( 9 ) - اين ميسيّه غيراز ميسيّهء آسياي صغير بود .