تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1188

مساهمون:

ص١١٨٨

فصل يازدهم - سلطنت داريوش سوم

مبحث اول - نام و نسب ، وقايع به دو سلطنت

نام

اسم اين شاه را چنين نوشته‌اند : سترابون ، ديودور و آريّان و غيره - داريس . ابو ريحان بيرونى در آثار الباقيه « 1 » صفحهء 89 - داريوس بن ارسيخ و در صفحهء 111 همان كتاب دارا بن دارا . در كتب پهلوى - دارا پسر دارا يا ( دارا دارا ) . طبرى در تاريخ الرّسل و الملوك - دارا بن دارا بن بهمن اسفنديار . حمزهء اصفهانى در تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء - دارا بن دارا بن بهمن . ابو الفرج عبرى در مختصر الدّول - داريوش بن ارشك . ياقوت دارا بن دارا بن قباد . در داستانهاى ما ( شاهنامه ) دارا پسر داراب . پائين‌تر روشن خواهد بود ، كه هيچ‌يك از نويسندگان قرون اسلامى بواسطهء فقدان مدارك نسب او را درست ننوشته‌اند ، زيرا داريوش سوّم نه پسر ارسيخ بود ، نه ارشك و نه قباد . پسر داريوش دوّم ( داراب يا داراى اكبر ) هم نبود ، چه نبيرهء او محسوب ميشد . در داستانهاى ما نيز نسب او درست معلوم نشده . ژوستن از قول دىنن اسم او را كدمان « 2 » نوشته ( كتاب 10 ، بند 3 ) . كنت كورث گويد ( تاريخ اسكندر كبير ) ، كه اسم او كدمان بود و ، پس از اينكه بتخت نشست ، خود را داريوس ناميد . اكنون هم بعض نويسندگان براى امتياز اين داريوش از دو داريوش ديگر ، او را داريوس كدمان نامند .

نسب و مقام او

داريوش پسر آرسان بود و او پسر استن « 3 » و اين آخرى پسر داريوش دوّم ، كه نسبش بالاتر ذكر شده . مادر داريوش سوّم سىسىگامبيس « 4 » نام داشت و خواهر آرسان بود ، كه بعد زن او گرديد . داريوش از شاهزادگانى نبود ، كه طرف ملاحظه باشد بدين جهت در موقع كشتارى ، كه اردشير سوّم در خانوادهء سلطنت كرد ، سالم ماند . نوشته‌اند ، كه داريوش شغل ( آستاند ) را داشته ، يعنى از چاپارهائى بود ، كه احكام شاه را به ولات و رؤساء قشون ايالات ميرسانيدند .
هامش
( 1 ) - طبع ليپ سيگ 1923 . ( 2 ) -Codoman .( 3 ) -Ostaue .( 4 ) -Sisygambis .