تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1103

مساهمون:

ص١١٠٣
جنگ كردن به از آن است ، كه در انتظار باشند ، تا او بيونان بيايد و ، اگر اموال او را بربايند ، مناسب‌تر از آن است ، كه باموال خودشان اكتفا كنند . بالاخره براى يونانيها افتخارى است ، كه نه فقط براى يونان ، بلكه براى تصرّف آسيا بجنگند . پس از آن آژزيلاس پادشاه اسپارت ، با قوّه‌اى ، كه ميتوانست جمع كند ، عازم شهر افس شد . قبل از اينكه شرح وقايع را دنبال كنيم ، لازم است بدانيم ، كه چرا لاسدمونىها با اين ابرام و اصرار متوجّهء آسياى صغير بودند و سردارهاى خود را پىدرپى به اين مملكت ميفرستادند . پلوتارك جهت را در چند سطر بيان كرده و ما نصّ گفتهء او را ذكر ميكنيم ، تا معلوم شود ، كه يونانىها پس از جنگ كونّاكسا و عقب‌نشينى ده‌هزار نفر يونانى با چه نظر بقواى ايران اين زمان مينگريستند . مورّخ مذكور گويد ( زندگانى اردشير ، بند 32 ) « . . . . . . اين قشون ( يعنى قشون يونانى ) پس از آنكه فاقد كوروش و ساير سرداران خود شد ، ميتوان گفت ، كه از وسط قصر او ( يعنى اردشير ) خلاصى يافته با تجربيّات خود به تمام يونان نشان داد ، كه عظمت پارسيها و شاه آنان فقط از حيث طلا ، تن‌آسانى و زنان آنها است ، باقى همه نما و ظاهرسازى است . بنابراين ، بقدرى كه يونان بقواى خود مطمئن شد ، به همان درجه با نظر حقارت بقواى خارجى نگريست . لاسدمونىها مخصوصا حسّ كردند ، كه ديگر نميتوانند بىشرمسارى يونانىها آسيا را در تحت رقيّت پارسيها بينند و موقع رسيده ، كه به اين خفّت خاتمه دهند » . اين بود جهات آمدن سردارهاى اسپارتى بآسياى صغير . حالا بايد ديد ، كه چه نتيجه گرفتند . همين كه آژزيلاس وارد بندر افس شد ( 396 ق . م ) ، تيسافرن پرسيد ، براى چه آمده‌اى . سردار لاسدمونى جواب داد آمده‌ام ، تا بيونانىهاى آسيا همان آزادى را دهم ، كه يونانيهاى اروپائى دارند . تيسافرن گفت ، من ضامن پيشرفت مقصود شما ميشوم ، ولى لازم است متاركه‌اى منعقد كنيد ، تا من چاپارى بدربار بفرستم . آژزيلاس راضى شد و عهدى بسته در افس نشست . بعد ، همين كه قوّه‌اى ، كه اردشير براى تيسافرن فرستاده بود ، رسيد ، والى به آژزيلاس پيغام داد ، كه بايد بىدرنگ آسيا را ترك كند ، و الّا جنگ خواهد كرد . كزنفون گويد ( تاريخ يونان ، كتاب 3 ، فصل 4 ) : يونانيها از اين