بيمناك بود ، از اينكه سردار لاسدمونى به فريگيّه محلّ اقامت او برود ، متاركه را ترجيح داد و در سيلّيداس بعد از انعقاد متاركه به تراس بىتىنيّه « 1 » رفت ، تا زمستان را در آنجا بگذراند .
تيسافرن و درسيلّيداس
تا اين زمان بين سردار يونانى و تيسافرن مودّت بود ، ولى شهرهاى ينيانى رسولانى باسپارت فرستاده اظهار كردند ، كه اگر تيسافرن مقتضى بداند ، ميتواند بشهرهاى مزبور آزادى دهد . بر اثر اين اظهار دولت اسپارت بسردار خود امر كرد داخل كاريّه شده آن ولايت را غارت كند و بحريّه هم در سواحل دريا بغارت و چپاول بپردازد .
كزنفون گويد ( تاريخ يونان ، كتاب 3 ، فصل 2 ) در اين احوال تيسافرن والى تمام آسياى صغير شده و فرناباذ هم نزد او رفته بود ، تا تمكين خود را نسبت بوالى كل نشان بدهد . چون اين خبر به آنها رسيد ، فرناباذ حاضر شد به تيسافرن كمك برساند ، تا ايالات شاه را از دستبرد لاسدمونىها حفظ كنند . بنابراين هر دو به كاريّه رفته و در قلاع آن ساخلوهاى خوب گذاشته بولايت ينيانها برگشتند .
سردار لاسدمونى تأمل كرد ، تا آنها از مآندر « 2 » گذشتند و پس از آن از اين محلّ عبور كرده پيشرفت و روزى ، كه قشون او بينظم حركت ميكرد ، بالاى بلنديها قراولانى ديد و معلوم كرد ، كه قشونى در سر راه يونانيها براى جنگ آماده شده و صف بسته .
اين قشون از سپاهيان كاريّه و پيادهنظام ايرانى ، كه دربار ايران به اختيار تيسافرن و فرناباذ گذارده بود ، و چند دسته از سپاهيان يونانى و سوارهنظام زياد تركيب يافته بود . تيسافرن جناح راست را فرمان ميداد و فرناباذ جناح چپ را .
درسيلّيداس فورا قشون خود را به حال « حاضر جنگ » درآورد ، ولى يونانىهاى شهرهاى ينيانى در دخول بجنگ ترديد كردند و حتّى بعضى اسلحهء خودشان را انداخته گريختند . بنابراين سپاه پلوپونس تنها استقامت كرده در جاهاى خود بماند . بعد مورّخ مذكور گويد : فرناباذ ميخواست جنگ كند ، ولى تيسافرن ، كه رشادت يونانيها را در سفر جنگى كوروش كوچك ديده بود ، از نتيجهء جدال
هامش
( 1 ) -Thrace Bithynienne .( 2 ) -Meandre .