كشتگان جنگ كونّاكسا
در اين باب روايات مختلف است : پلوتارك گويد ( اردشير ، بند 14 ) . كتزياس نوشته ، كه شاه صاحبمنصبى را مأمور كرد ، عدّهء كشتگان قشون او را بشمارد و او اطلاع داد ، كه 9 هزار نفر است ، ولى اين مورّخ ، كه خودش مقتولين را ديده بود ، عقيده داشت ، كه عدّهء آنها به بيستهزار ميرسيده . بعد پلوتارك گويد ، كه اين گفته هم قابل ترديد است ( پلوتارك نوشتههاى كتزياس را غالبا باترديد تلقّى مىكند ) . ديودور گويد ( كتاب 14 ، بند 24 ) ، كه عدّهء مقتولين قشون اردشير 15 هزار و كشتگان قشون كوروش سههزار نفر بود . امّا از يونانىها يكنفر هم كشته نشده بود و فقط عدّهء كمى زخم برداشته بودند ( پذيرفتن اين روايت مشكل است ) .
خلاصهء جنگ كونّاكسا و اثرات آن
مضامين نوشتههاى مورّخين يونانى چنان است ، كه ذكر شد . كزنفون ، كتزياس ، دىنن ، پلوتارك و ديودور هر يك چيزهائى نوشته يا روايتى را ذكر كردهاند ، ولى جاهائى از نوشتههاى كزنفون و كتزياس گنگ و گاهى هم پيچيده و مندمج است .
از اين روايات چيزى ، كه مسلّم مىباشد ، اين است : كلآرخ فرماندهء قشون يونانى ، پس از اينكه فزونى عدّهء سپاهيان اردشير را ديده ، از ترس اينكه محصور نگردد ، ترجيح داده در ساحل فرات مانده تكيه به رود مزبور دهد ، يعنى نگذارد دشمن از جناحين يونانىها گذشته پشت سر آنها را بگيرد .
كلية سپاهيان يونانى مايل به اين سفر دور و دراز نبودهاند و معلوم است ، كه آنها را فريب داده آوردهاند و بعد ، براى اينكه متفرّق نشوند ، جيره و حقوق گزاف به آنها دادهاند ، چنان كه ديودور گويد ، كه چون كوروش نقشهء خود را آشكار كرد و يونانيها نمىخواستند او را پيروى كنند ، وعده داد ، كه پس از تسخير بابل بهريك از سربازان پنج مين « 1 » بدهد . خود كلآرخ سردار آنها هم در موقع جنگ ميگفته ، اى كاش در خانهها مانده در اين جنگ داخل نميشديم . خلاصه پس از اينكه جنگ شروع شده ، چون كوروش ديده ، كه يونانىها موقعى را گرفته از آن حركت نميكنند ،
هامش
( 1 ) - تقريبا 500 فرنگ طلا .