تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1030

مساهمون:

ص١٠٣٠
قرار داده بود ، كه با پول و قشون اجير يونانى مقاصد خود را حاصل كند و بر اثر اين سياست قشون ايران خراب و فاقد قوّت و قدرت گرديده بود . در خاتمه لازم است گفته شود ، كه اين كوروش در تاريخ موسوم به كوروش كوچك شده . دربارهء او تقريبا تمام مورّخين به اين عقيده‌اند ، كه شخصى بوده فوق‌العاده و ، اگر بهره‌مند مىشد ، بواسطهء عزم قوى ، افكار منوّر و عقيده‌اى راسخ ، كه باصلاحات مملكت و برگردانيدن ايران بابهّت زمان كوروش بزرگ و داريوش اوّل داشت ، ميتوانست دولت هخامنشى را جوان و از نو نيرومند كند . چون چنين نشد ، چنان كه بيايد ، در سلطنت طولانى اردشير دوّم ايران هخامنشى بيش از پيش رو بانحطاط رفت . بنابراين ميتوان گفت ، كه در جنگ كونّاكسا ايران هخامنشى در سر يك دو راهه واقع شد : راهى ، كه مىپيمود و راه اصلاحات اساسى و تجديد قواء . كشته شدن كوروش آن را در همان راهى ، كه مىپيمود نگاه داشت ، تا اينكه بدست اسكندر استقلالش زائل گشت .

مبحث چهارم - تمجيد كزنفون از كوروش كوچك

مورّخ مذكور راجع به كوروش كوچك چنين گويد ( عقب‌نشينى ده‌هزار نفر ، كتاب 1 ، فصل 9 ) « چنين بود عاقبت كوروش ، كه ، باقرار و اعتراف تمام اشخاصى ، كه با او مراوده داشتند ، از تمام پارسىهائى ، كه بعد از كوروش قديم ( يعنى كوروش بزرگ ) به دنيا آمدند ، بيش از همه قلب شاهى داشت و بيش از همه لايق سلطنت بود . او از كودكى نسبت به تمام اطفال ديگر ، كه در دربار تربيت ميشدند ، برترى داشت ، زيرا رسم است ، كه پسران بزرگان پارسى در دربار تربيت ميشوند ، در آن‌جا متانت مىآموزند و چيزى ، كه شرم‌آور باشد ، در ميان آنها ديده و شنيده نمىشود . اين كودكان همواره مىبينند يا ميشنوند ، كه كسانى مورد عنايت شاه شده‌اند و اشخاصى مورد بىالتفاتى او و بنابراين از بچه‌گى ياد ميگيرند ، كه حكم كنند و اطاعت ورزند . كوروش از بچه‌گى بيش از هم‌سالگان خود استعداد براى معرفت نشان ميداد . اشخاصى ، كه از حيث خانواده پست‌تر از او بودند ، مانند او